ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٠٣
اما:
- در تفصيل متأخّرين: فرق بين ذات ولد و غير ذات ولد دائر مدار اين است كه آيا اين زوجه از ميّت فرزند دارد يا خير؟ چه اينكه بنابر قاعدهفرزند يا فرزندان مردى كه از دنيا مىرود:
يا غالباً از همان زوجهاى هستند كه با ميّت زندگى مىكرده است. و:
يا نادراً از زوجهايهستند كه ميّت او را طلاق داده و مجدداًزوجه ديگرى اختيار كرده ولى از زوجه دوم صاحب فرزند نشده است.
\* نكته دوم: بين دو نقليكه از ابن اذينه ياد شد تناقض وجود دارد؛ زيرا:
- وى در روايت مقطوعه به «تفصيل» مىگويد:
«فِى النِّسَاءِ إِذَا كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ أُعْطِينَ مِنَ الرِّبَاعِ» [١] زناناگر دارى فرزند باشند يك چهارم و اگر فرزند نداشته باشند، يك هشتم ارث مىبرند.
- همودر روايت فضلاى خمسه «بدون تفصيل» مىگويد:
«أَنَّ الْمَرْأَةَ لَاتَرِثُ مِنْ تَرِكَةِ زَوْجِهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ أَوْ أَرْضٍ».
زن از ما ترك شوهرش از زمين خانه و [ساير] زمينها ارث نمىبرد.
اينك، با توجه به دو نكتهى فوق، بايد از جناب ابن اذينه سؤال كرد كه:
شما كه اين روايت را از فضلاى خمسه نقل كردهايد، چرا در نقطه مقابل، اين مقطوعه را نقل نمودهايد؟! اين دو نقل متناقض، چه معنايى دارد!
خلاصه اينكه:
نقل روايت فضلاى خمسه توسط جناب ابن اذينه، خود قرينهاى بسيار روشن است بر اينكه مقطوعهى مورد نزاع، روايت نبوده، بلكه فتواى آن جناب است.
چهارمين قرينه، مؤيّد فتوا بودن مقطوعهى ابن اذينه
[١]. ر. ك. به: همان، ج ٢٦، ص ٢٠٨.