ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٥١
-
بر مبناى تقدم مرجح مضمونى بر مرجح جهتى؛ نتيجه همان فتواى مرحوم ابن جنيد اسكافى و قاضى نعمان مصرى (قدس) خواهد شد؛ چه اينكه در ميان روايات، مضمون موثقه ابن ابى يعفور موافق با كتاب است.
و:
بر مبناى تقدم مرجح جهتى بر مرجح مضمونى؛ نتيجه همان فتواى مشهور خواهد شد چه اينكه روايات متواتره هفدهگانه مخالف با عامه است.
و:
بر مبناى عدم تقدم مرجحات بر يكديگر؛ نتيجه تعارض و تساقط هر دو مرجح است؛ زيرا «اذا تعارضا تساقطا» [١] و بعد از تساقط، ما با دو طائفه روايتروبرو هستيم:
\* طائفهياول: در اين طائفه «هفده» روايت وجود دارد كه مىگويند: «زوجه از عقار (مطلق ارض) محروم است».
\* طائفهى دوم: در اين طائفه «دو» روايت است كه مىگويند: «زوجه از جميع ما ترك، ارث مىبرد». در اين صورت، نتيجهى حاصل شده اين است كه: اين «دو» روايت، تاب مقاومت در برابر آن «هفده» روايت را ندارند؛ بنابراين قائل مىشويم كه:
«زوجه از مطلق زمين (عقار) محروم است».
[١]. ر. ك. به: بحارالأنوار، علامه مجلسى (رحمه الله)، ج ٣٧، ص ٢٣٢.