ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٠٤
به عبارت ديگر اين بزرگان [١] مىفرمايند: رواياتى كه مثلًا- در آن كلمه «عقار» وجود دارد با آن رواياتى كه مثلًا- در آن كلمهى «ارض» وجود دارد اينها «دو» خبر
نيستند؛ بلكه «يك» خبرند، امّا ما نمىدانيم آن عنوانى كه از امام (ع) صادر شده آيا عنوان «عقار» است يا عنوان «ارض»؟
لذا به جهت وجود شك در اينكه آيا امام (ع) زوجه را از ارث «زمين خانه مسكونى» محروم كرده؟ و يا علاوه بر زمين خانه مسكونى از ساير زمينها- مشغوله و غير مشغوله- نيز او را محروم كرده است؟ بايد به «قدر متيقن» از اين دو زمين يا دو تعبير، تمسك نماييم.
در نتيجه اين بزرگوار، فتوا مىدهند كه: «محصَّل از روايات اين است كه زوجهفقط از زمين خانه مسكونى ارث نمىبرد».
بيان دو مؤيّد بر اينكه، قدر متيقن در روايات، زمين خانه مسكونى است
فقهاى بزرگوارى كه در فرض سوم به نظرشان اشاره شد، در تأييد اينكه قدر متيقن از روايات، زمين خانه مسكونى است، به ذكر دو مؤيّد بر ادّعاى خود اشاره مىنمايند كه عبارتند از:
١. كلمات وارده در روايات، مؤيّد زمين خانه مسكونى.
اولين مؤيّد بر اراده امام (ع) نسبت به زمين خانه مسكونى، «كلمات وارده در روايات» است به اين معنا كه، در كثيرى از اين روايات، سخن از «خشب»، «قصب»، «طوب» و «بناء» شده است كه همهى اينها مربوط به خانهى مسكونى است؛ زيرا، بديهى است در «زمينِ خالى» يا «زمينِ بستان» و يا «زمين كشاورزى» چنين اشيايى كاربرد ندارد؛ لذا، ذكر اين اشياء در روايات روشن مىنمايد كه، مسلماًامام (ع) از ميان همه زمينها، «زمين خانه مسكونى» را اراده كرده است.
٢. حكمت و تعليل وارده در روايات، سازگار با زمين خانه مسكونى.
در تعدادى از اين روايات، «حكمت» اينكه زوجه از زمين ارث نمىبرد چنين
[١]. ر. ك. به: رسالة فى ارث الزوجة، آيت الله العظمى صافى گلپايگانى دامت بركاته.