ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٩ - پاسخ شيخ مفيد (رحمه الله) به شبههى ابوالعباس حنفى
هذا مع أنا قد بينا أنه يجب عليكم إثبات الرباع فى التركات المعروفات للازواج حتى يصح احتجاجكم بالعموم فأنى لكم بذلك و لن تقدروا عليه إلا بالدعاوى المعرات من البرهان». [١]
اى شيخ تو تخصيص عموم قرآن را انجام دادهاى و امامان تو قبل از تو اين چنين كردند بلكه حكم آيه ارث را در مورد ازواج پيامبر رفع نموديد و انسان را از بركات ميراث او محروم كرديد؛ بطور كلى و همه چيز را بر آنها حرام كرديد آن هم به خبر واحدى كه قرآن آن را نقض مىكند و آن چيزى است كه صاحب شما از پيامبر نقل كرده كه پيامبر فرموده: «ما پيامبران، چيزى به ارث نمىگذاريم و آنچه باقى مىگذاريم صدقه است»؛ پس با اين، قول خداوند را رد كردند كه فرمود: و سليمان وارث داوود شد و نيز فرمود: مرا از نزد خود فرزندى عطا كن و نيزاز خاندان يعقوب ارث ببرد و پروردگارا! او را پسنديده گردان و براى فرزندان ذكور سهمى از ما ترك ابوين و خويشان است و براى فرزندان اناث نيز سهمى از تركه، چه مال اندك باشد و چه بسيار نصيب هر كسى از آن تركه (در كتاب حق) معين گرديده است و فرمودسهم ارث زنان ربع تركه شما مردان است اگر داراى فرزند نباشيد و چنانچه فرزند داشته باشيد ثمن خواهد بودو با اين كار قصدشان منع فاطمه زهرا بود كه از پدرش ارث ببرد؛ در حاليكه ما روشن نموديم: عموم قرآن اين ارث برى را ايجاب مىكند و ظاهر قول خداوندچنين حكم مىكند: حكم خدا در حق فرزندان شما اين است كه پسران دو برابر دختران ارث برند و آنها صديقه طاهره راهم رديف قاتلى قرار داده است كه از پدرش به خاطر جرمش ممنوع شده؟! و [هم رديف] ذميهاى [قرار داده] كه بخاطر كفرش ارث نمىبرد و [هم رديف] بردهاى [قرار داده] كه به بندگى در آمده و بخاطر برده بودنش ممنوع از ميراث شده؛ پس چه افتراء عظيمى است بر خدا؟ و رد كتاب اوست؟! در حالىكه از اين، هيچ گونه لرزشى بر اندام شما نيفتاد و .... پس چون از
پيامبر از طريق عترت او چنين خبر رسيد به اينكه زوجهها از مالك شدن رباع منع شوند و بجاى آن قيمت آجر و آلات بناء را به آنها بدهند شما آن را خلاف قرآن قرار داديد و آن را خروج از اسلام قرار داديد؟! كه جرات بر خدا و عناد بر اولياء او كرده باشيد.
[١]. ر. ك. به: المسائل الصاغانية، شيخ مفيد (رحمه الله)، ص ١٠٠.