ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٧٨
به عبارت ديگر، آيه «صراحتى» نسبت به هيچيك از دو امر فوق ندارد، يعنى:
- همانطور كه در آيه، نسبت به «عين و قيمت»، «صراحتى» وجود ندارد.
- همانطور نيز در آيه، نسبت به «جميع ما ترك زوج»، «صراحتى» وجود ندارد.
\* رابعاً: نظر منصفانه در «روايات» اين است كه:
- اولًا: شكى نيست كه روايات در «محروميّت زوجه از عَقار»، «صراحت» دارد و از اين جهت، «اطلاقِ» آيه را «تقييد» مىزند؛ امّا نسبت به «عين» يا «قيمت» اگر به دلالت قوىتر روايات از آيه قائل نشويم، لااقل قائل به تساوى با آن هستيم و هر دو، در مرتبه ظهور مىباشند.
لكن با توجه به اينكه، اطلاق در روايات- در مورد عين و قيمت- «مقامى» و اطلاق در آيه «لفظى» است، لذا اطلاق مقامى بر اطلاق لفظى مقدم است؛ خصوصاً كه، در روايات از تعبير «شيئاً» [١] استفاده شده است؛ زيرا، اين كلمه در امور مالى ظهور قوىترى در «نفى مطلق» دارد، بگونهاى كه استثنا نمودن قيمت از عين، با فصاحت و
بلاغت منافات دارد، مثلا اگر كسى بگويد: هيچ چيزى حق ندارى بگيرى- «انك لاتاخذ شيئاً»- و سپس بگويد: قيمت اين مال را بگير- «تأخذ قيمة هذا المال»- قطعاً چنين استعمالى ركيك و ناخوشايند است.
- ثانياً: بطور كلى:
\* چراو چگونه فاضل محترم، بين «عين» و «قيمت» در «روايات» فرق قائل شدند و محروميّت زوجه از ارث را نسبت به عين، صريح و نسبت به قيمت، ظاهر دانستند؟!
[١]. تعبير «شئياً» در روايات: اول، دوم، چهارم، ششم، هفتم، يازدهم، دوازدهم، سيزدهم، چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم آمده است؛ البته در روايت دهم و هفدهم نيز تعبير «شىءٌ» آمده بود ..