ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ١٨٠
«الضَّيْعةُ: العَقارُ ... والضَّيْعَةُ: الارض المغلَّة» [١]
ضيعه همان عقار است ... و ضيعه به زمينى كه در آن كشاورزى مىشود و غله دارد [گفته مىشود]
- فَيُومى در كتاب «مصباح المنير فى غريب الشرح الكبير» مىنويسد:
«وَالضَّيْعَةُ الْعَقَارُ» [٢] ضيعه همان عقار است.
نتيجه: «ضياع» مترادف با «عقار»
در لغت «ضياع» و «عقار» يك معنا دارد و در مواردى كه در روايت كلمهى «عقار» و «ضياع» با يكديگر آمده، بدين جهت بوده است كه، اين دو كلمه يك معنا داشته و با يكديگر فرقى نمىكردهاند؛ لذا امام (ع) آنها را با هم آورده است؛ بنابراين:
- روايت دهم يا عنوان هشتم، كه در آن كلمات «مِنَ الدُّورِ وَ الْعَقَار» آمده؛
- روايت سيزدهم يا عنوان دهم، كه در آن كلمات «مِنَ الدُّورِ وَ ... الضِّيَاعِ» آمده؛
يك معنا دارند.
د: كلمهى «قرية»
- فيومى در كتاب «مصباح المنير فى غريب الشرح الكبير» مىگويد:
«... الْقَرْيَةُ كُلُّ مَكَان اتَّصَلَتْ بِهِ الْأَبْنِيَةُ وَاتُّخِذَ قَرَارًا» [٣]
قريه به هر مكانى كه بناها به هم متصل و ثابت باشند گويند.
فيومى به نقل از كتاب «
كفاية المتحفظ و نهاية المتلفظ فى اللغة العربية
» [٤] قريه را هر مكانى مىداند كه ساختمانها به هم متصل هستند.
[١]. ر. ك. به: لسان العرب، ابن منظور، ج ٨، ص ٢٢٨
[٢]. ر. ك. به: المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير، فيومى، ج ٥، ص ٣٦٩
[٣]. ر. ك. به: همان، ج ٧، ص ٣٨٦
[٤]. مولف اين كتاب ابن الاجدابى، ابو اسحاق ابراهيم بن اسماعيل بن احمد بن عبد اللهالازهرى است ..