ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٨٩
- ثانياً: بر فرض اگر اين امور در خارج واقع مىشدند و واقعيت خارجى داشتهاند، بر امام (ع) لازم بود كه در مقام بيان، به آن اشاره مىفرمودند.
سومين قسمت از اشكال سوم بعضالفقهاء
اين قسمت از اشكال ايشان از دو بخش، تشكيل شده است.
اولين بخش از سومين قسمت اشكال سوم
ممكن است مقصود از تعبير به: «اعطاء زوجه از قيمت بناء و آجر و چوب و امثالهم»، اين باشد كه: «در عرف، بين عين و قيمت تفكيك قائل مىشوند»؛ پس:
\* وقتى گفته مىشود: زوجه از «اصل» ارث نمىبرد، يعنى از «عين» زمين ارث نمىبرد.
و نيز:
\* وقتى گفته مىشود: زوجه از «فرع» ارث مىبرد، يعنى از «ماليت زمين» و «قيمت» آن ارث مىبرد؛
بنابراين مراد از «اصل» و «فرع» در روايات، نيز همين مطلب است.
به عبارت ايشان توجه فرماييد:
«فالتعبير باعطائها من قيمة البناء و الطوب و الخشب و نحو ذلك يمكن ان يكون المقصود منه عرفا التفكيك بين العين و المالية او الرقبة و المنفعة و ان الزوجة لا ترث من الاصل و لكن ترث من الفرع و يكون المراد بالاصل، العين او الرقبة و المراد بالفرع المالية او المنفعة للارض و قد طبق عنوان الاصل و الفرع فى بعض هذه الروايات بهذا المعنى» [١]
پس تعبير به اينكه زن از قيمت ساختمان و آجر و چوب و مثل آن [سهم] داده مىشود، شايد منظور آن عرفاً تفكيك ميان عين و ماليت يا رقبه و منفعت باشد و اينكه زوجه از
اصل ارث نمىبرد ولى از فرع ارث مىبرد؛ و مراد از اصل، عين و رقبه مىباشد و مراد از فرع، ماليت و منفعت زمين مىباشد و به تحقيق عنوان اصل و فرع در بعضى روايات به همين معنا آمده است.
[١]. ر. ك. به: همان، شماره ٤٦ صفحهى ١١.