ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٩١
من الراوى» [١]
بلكه مانند روايت احول و آنچه در ذيل آن روايت آمد يعنى ساختمان خانهها، ظهور دارد در اينكه منظور اعطا كردن قيمت خانهها به آنچه در خانه از قيمت رقبهى زمين آن خانهها به زن است، يعنى قيمت خانهها به اين عنوان كه خانهاند نه به عنوان اينكه آجراند؛ سائر روايات بر آن حمل مىشود پس آن چه در تقريرات سيد بروجردى يعنى اينكه اين روايت استفاده و استنباط سيد مرتضى را بعيد مىنمايد؛ چرا كه ايشان ميان ارث نبردن از عقار و ارث بردن از قيمت ساختمان و درخت و ... تقابل ايجاد كرد پس چنانچه زن از قيمت به طور مطلق ارث ببرد معنىاى براى تقابل باقى نمىماند كه بتوان بر آن توافق نمود؛ زيرا در ذيل روايت به تحقيق بناء به خانهها تفسير شده، يعنى زن مستحق قيمت خانهها به اين عنوان كه خانهاند مىشود و خانهها خود شامل قيمت زمين به طور ضمنى هستند و ظاهر روايت اين است كه تفسيرى از خود راوى است [نه امام].
مناقشه بر دومين بخش از سومين قسمت اشكال سوم
\* اولًا: اين حمل و گرفتن چنين نتيجهاى، از عجيبترين روشهاى اجتهادى است كه فقيه معاصر- دامت بركاته- در اين بحث بكار بردهاند. حتى از بخش اول استدلالشان نيز عجيبتر است.
\* ثانياً: تعجب بيشتر در مطلب ديگرى است كه ايشان در چند سطر گذشته گفته بودند و آن اينكه: «زمين مجرد و خالى از ساختمان، قيمت ندارد»- يعنى عبارت «وان ذات الارضالمجردة الخالية من الاحياء والبناء لم تكن ذات قيمة» [٢] ولى در اين سطر تصريح مىكنند كه «قيمت زمين داخل درقيمت
\* ساختمان است»؟! آنهم با اين عبارت كه: «قيمة الدور بما فيها قيمة رقبة ارضها». [٣]
\* ثالثاً: از كدام قسمت از روايت احول چنين استفاده مىشود كه قيمت زمين
\*______________________________
(١). ر. ك. به: مجله فقه اهل بيت، رسالة ميراث الزوجة من العقار، آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى، شماره ٤٦ صفحهى ١٥
(٢). ر. ك. به: همان، شماره ٤٦ صفحهى ١١
(٣). ر. ك. به: همان صفحهى ١٥.