ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٠١
كه كلام از يك جهت، اطلاق داشته باشد؛ امّا در روايات هفدهگانه، مسئله بالاتر از اطلاق است، يعنى در حد تصريح به عدم فرق بين ذات ولد و غير ذات ولد است.
\* ثالثاً: نفس روايات هفدهگانه قرينهاند بر اينكه مقطوعه ابن اذينه فتواى راويست؛ بدين جهت كهچگونه مىتوان پذيرفتامام (ع) در روايات هفدهگانه:
- راجع به «خشب»، «قصب»، «طوب»، «بناء»، «نخل» و «شجر» مطلب را كاملًا بيان مىفرمايند؟!
اما:
- راجع به «ذات ولد» بودن زوجهو «غير ذات ولد» بودن او، هيچ مطلبى را بيان نمىفرمايند؟!
به عبارت ديگر:
از عدم تعرض و عدم بيان امام (ع) نسبت به زوجهى ذات ولد و غير ذات ولد معلوم مىشود كه بين اين دو فرقى نبوده است كه امام (ع) در مورد آن بيانى نفرمودهاند؛ بنابراين نفس روايات هفدهگانه، خود قرينهاى است روشن، بر اينكه مقطوعهى ابن اذينه كلام معصوم (ع) نيست.
سومين قرينه، مؤيّد فتوا بودن مقطوعهى ابن اذينه
در ميان روايات هفدهگانه، «يك» روايت وجود دارد كه تقريباً از آن «عدم فرق» بين ذات ولد و غير ذات ولد استفاده مىشود و مهمتر از همه اينكه راوى آن نيز جناب «عمر ابن اذينه» است! كه اتّفاقاً جناب «ابن ابى عمير» از او، روايت را نقل كرده است!، يعنى همان روايت پنجم كه به روايت فضلاى خمسه معروف است؛ حال شايسته است در اين بحث، دوباره به سند اين روايت عنايت نماييدتا سپسپيرامون تناقض متن آن با مقطوعه مورد مناقشه بحث نماييم.
«وَ عَنْهُ [محمد بن يعقوب] عَنْ أَبِيهِ [على بن ابراهيم] عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ
أُذَيْنَةَ