ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٦٠
«تبيين»: يعنى در مقام بيان همه خصوصياتاز جانب امام (ع) است.
طبيعتاً، در اين ميان، اين مقطوعه، تاب مقاومت و تحمل چنين مقابلهاى را ندارد؛ البته در اينكه امام (ع) در مقام بيان همه خصوصيات بوده و فرقى ميان ذات ولد و غير ذات ولد نگذاشته ازسؤالِ
«مَا لَهُنَّ مِنَ الْمِيرَاثِ؟»
بررسى سه قرينه در مورد حجيّت و خبر بودن مقطوعه ابن اذينه
قرينه اولدال بر روايت بودن مقطوعه
صِرف نقل مقطوعه ابن اذينه، توسط مرحوم شيخ طوسى (رحمه الله) در كتاب
«تهذيب الأحكام» [١] و مرحوم شيخ صدوق (رحمه الله) در كتاب
«من لايحضره الفقيه» [٢]،
مىتواند دليل محكمى باشد بر اينكه اين مقطوعه، روايت است نه فتواى راوى؛ زيرا، اين دو شخصيّت بزرگوار (قدس سرهما) در مقدمه كتابشان، شهادت دادهاند آنچه را كه نقل كردهاند بين خود و خدا حجيّت دارد.
بنابراين شهادت ايشان، مبين اين مطلب است كه، روايت بودن مقطوعه، نزد ايشان مسلم و يقينى بوده است و اگر ايشان يقين داشتند كه اين كلام، روايت نبود، هيچگاه آن را در كتابشان ذكر نمىكردند؛ پس چطور مىتوان ادّعا كرد كه اين بزرگان در كتابهايشان فتواى ابن اذينه را بجاى كلام امام (ع) نقل كردهاند؟!
مناقشه بر قرينهى اول
\* اولًا: صِرف نقل اين مقطوعه، در دو كتاب مذكور و شهادت اين بزرگان (قدس سرهم) نمىتواند دليل و بينه باشد بر اينكه، مقطوعه ابن اذينة، روايت است؛ بلكه
\* ممكن است مرحوم شيخ طوسى (رحمه الله) و مرحوم شيخ صدوق (رحمه الله) اين مقطوعه را به عنوان خبر «تلقى» كرده باشند و احتمالًا تلقى ايشان اشتباه بوده است.
\*______________________________
(١). ر. ك. به: تهذيب الاحكام، شيخ طوسى (رحمه الله)، ج ١ ص ٣ و ٤
(٢) ر. ك. به: من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق (رحمه الله)، ج ١ ص ٣.