ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٤٧
«ابهام»، نمىتوان، از «ماى موصوله»، عموميّت را استفاده نمود.
ب: دربارهيصله يا كلمهى «تركتم»
همانطور كه روشن است، كلمهى «تركتم» از نظر لغوى، دلالت بر عموم ندارد؛ امّا مىتوان گفت «اطلاق» دارد به اين بيان كه: اگر مقصود شارع «بعض ما ترك» بود، مىبايست كلمه «بعض» را قبل از آن، بيان و ذكر مىفرمود؛ لذا از عدم بيان اين كلمه مىتوان، «جميع ما ترك» را استنباط نمود.
اشكالى كه مطرح مىشود اين است كه: اگر كلمهى «تركتم» دلالت بر عموم ندارد، پس چگونه، عموميّت از «اطلاق» استنباط مىشود؟
جواب اين است كه: اگر احراز شود، متكلم در «مقام بيان جميع يا بعض ما ترك» است، در اين صورت اشكالى ندارد كه از عموم، اطلاق استفاده شود.
آيه در مقام بيان چيست؟
با عنايت به پاسخ فوق بايد روشن شود كه:
\* آيا آيه، در مقام بيان «ارث زوجه از جميع يا بعض ما ترك» است؟
يا اينكه:
\* آيا آيه صرفا در مقام بيان «سهم الارث» زوجه است؟
از بررسىهايى كه در بحث قبل انجام شد به اين نتيجه مىرسيم كه آيه، از جهت محروميّت يا عدم محروميّت زوجه از جميع يا بعض ما ترك، در مقام بيان
نيست؛ بلكه آيه صرفاً در مقام بيان «ميزان و سهم الارث زوجه» است، آنهم در موارد فرزند دار بودن و نبودن روجه.
به عبارت ديگر:
آيه فقط در مقام بيان صُوَرى است كه زوجه «رُبع» يا «ثُمن» ارث مىبرد؛ امّا از جهت اينكه زوجه از جميع ما ترك يا از بعض ما ترك ارث مىبرد، اصلًا در مقام بيان نيست و اجمال دارد؛ نظير آيهى قبل كه خداوند متعال (جل جلاله) مىفرمايد: