ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٤٢٤
حضرت استاد- دامت بركاته- در ادامه با اشاره به رؤياى خويش فرمودند:
به ياد دارم شبِآن روزى كه طبق نقل خودشان، اين كتابها را به مراجع و علماينجف هديه كرده بودند- ظاهراًيك روز چهارشنبه در ماه مبارك رمضان بود- و هنوز هم، با من تماس نگرفته بودندتا گزارش حضورشان در بيت حضرت آيت الله العظمى سيّد على سيستانى- ادام الله عزه- را بدهند. آن شب در خواب ديدم كه سه نفر از بزرگان، از نجف به منزل ما آمدهاند.
از ميان آن سه بزرگوار، يكى از آنهارا مىشناختم؛ آرى حضرت آيت الله العظمى بهجت (رحمه الله) بود؛ ولى آن دو نفرى كه همراه آقاى بهجت (رحمه الله) بودند، را نمىشناختم.
حضرت استاد- دامت توفيقاته- پس از اشاره به حضور آيت الله بهجت (رحمه الله) در منزلشان فرمودند:
آيت الله بهجت (رحمه الله) با همراهانشان پس از حضور در منزل، خطاب به اينجانب فرمودند: من شنيده ام شما جزوههاى فقهياى داريد كه ميل دارم آنها را ببينم! در پاسخ به ايشان عرض كردم: آقا متأسفانه اين جزوات، اينجا در دسترسم قرار ندارندتاآنها را به جنابعالى نشان بدهم؛ در اين حال از جا برخاستم تا وسائل پذيرايى براى ايشان و ساير ميهمانان آماده كنم، از اين رو به سراغ كمدى كه معمولًادر آنجا وسائل پذيرايى مىگذارندرفتم تا مقدارى ميوهبراى آن سه شخصيّت بزرگواربياورم. امّا همين كه در كمد را باز گردم بناگاه مشاهده نمودم، سه نسخه از كتاب «نخبة الأنظار» در آنجا وجود دارد! در همان حالِ ايستاده با بهت و حيرت، خطاب بهآيت الله بهجت (رحمه الله) عرض كردم: آقا ببخشيد من نمىدانستماين سه نسخه كتاب، در اينجابوده است؛ به هر روى، بنابر درخواست آقاى بهجت (رحمه الله) يك نسخهاز آن كتابها رابه محضر ايشان تقديم كردم و آن دو را نيز به هر يك از آن آقايانمحترم كه همراه ايشان بودند پيشكش نمودم.
استاد- دام عزه العالى- در ادامه به عكسالعمل مرحوم آيت الله بهجت (رحمه الله) پس از گرفتن كتاب، اشاره كرده و فرمودند: