ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ١٧٤
فِى عُقْرِ ديارهمإِلَّا ذَلُّوا [١] و فى الحديث ذكر العَقار كسَلام و هو كل ملك ثابت له أصل كالدار و الارض و النخل و الضياع و منه قولهم: ما له دار و لا عقار و جمع العَقار، عَقارات». [٢]
عقر دار يعنى اصل دار ... و ابن فارس مىگويد: عقر، به اصل هر چيزى اطلاق مىگردد ... و در خبرى [از امام على (ع)] آمده است: [بخدا سوگند] هيچ قومى در زمين خانه خود جنگ نكرد مگر اينكه ذليل شد و شكست خورد و در حديث آمده [ضبط صحيح] عقار به فتح عين همچون سلام است وعقار به هر ملكى اطلاق مىشود كه داراى اصل و ريشهاى است هم چون خانه و زمين و نخل و زمين كشاورزى [البته] در مورد كسى كه چيزى ندارد [نيز] گفته مىشود كه نه خانه دارد و نه عقار و جمع عَقار، عَقارات است.
- راغب اصفهانى [٣] در كتاب «المفردات فى غريب القرآن» مىگويد:
«عقر: عقر الحوض والدار وغيرهما أصلها ويقال له عقروقيل: ماغزى قوم فى عقردارهم قط إلاذلوا وقيل للقصر عقرة وعقرته أصبت عقره أى أصله نحو رأسته ومنه عقرت النخل قطعته منأصله». [٤]
كلمهى عقر در استعمالاتى مانند: عقر حوض و عقر خانه و غير آن به معناى اصلِ آن است و گفته مىشود او عقر [يعنى زمين] دارد و نيز گفته شده است هيچ قومى در اصل خانهشان مورد تهاجم قرار نگرفتهاند مگر اينكه ذليل شدند و اين كلمه به قصر نيز گفته شده: عقرة و كلمه عقرته يعنى به اصلش [و] نزديك سرش رسيدم و از همين كلمه است؛ كلمه عقرت النخل به معنى اينكه از اصلش قطع كردم.
- ابن اثير در كتاب «النهاية فى غريب الاثر» نيز مىگويد:
«العَقار بالفتح: الضَّيعةُ والنَّخل والارض ونحوذلك». [٥]
عقار به فتح عين به معناى زمين كشاورزى و نخل و مطلق ارض و امثال اينها آمده است.
ادّعاى بعض الأعاظم: عَقاربه زمين خانه و يا حداقل به زمين مشغوله مىگويند نه مطلق اراضى.
يكى از فقهاى بزرگوار معاصر- دام عزه- با طرح اين ادّعا كه «عقار به زمين خانه و يا حدّاقل به زمين مشغوله اطلاق مىگردد نه مطلق اراضى!؟» مىخواهند نتيجه بگيرند كه زوجه از مطلق اراضى محروم نيست بلكه از فقط از زمين خانه مسكونى محروم است؛ حاصل اظهار نظر اينفقيه معاصر- دامت بركاته-، كه منشأ فتواى ايشان نيز شده، چنين است كه مىفرمايند:
\* اولًا: بعد از مراجعه به كتب لغت و كاربرد اصطلاحى عقار، متوجه مىشويم كه:
- در لغت- نزد لغويون- از «عقار» به عنوان «الأرض المشغولة» ياد مىشود نه «الأرض الخالية»؛ يعنى فقط به زمينى كه در آن ساختمان يا درخت يا زراعتى باشد، «عقار» اطلاق مىكنند.
[١]. ر. ك. به: نهج البلاغه، خطبه ٢٧، باب دعوت مردم به جهاد، ص ٦٩ اصل فرمايش حضرت اين است: «مَا غُزِىَ قَوْمٌ قَطُّ فِى عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا».
[٢]. ر. ك. به: مجمع البحرين و مطلعال نيرين، طريحى، ج ٣، ص ٤١٠
[٣]. ابوالقاسم، حسين بن محمد، معروفبه راغب اصفهانى متوفاى سال ٥٠٢ ه- ق.
[٤]. ر. ك. به: المفردات فى غريب القرآن، راغب اصفهانى، ج ١، ص ٤٤٩
[٥]. ر. ك. به: النهاية فى غريب الاثر، ابن اثير، باب العين مع القاف، ج ٣، ص ٥٢٩.