ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ١٧٦
لم يكن ظاهراً فى خصوص الاراضى المشغولة ... ليس ظاهراً فى
مطلق الاراضى» [١]
بدرستى كه عقر بر هر چيزى كه داراى اصل باشد اطلاق مىشود، پس عقر به منزله فرع است؛ لذا به زمين خاليه عقر گفته نمىشود ولى وقتى عقر به كلمه ديگرى اضافه شود، مىگويند: زمين خانه، زمين حوض، زمين باغچه و زمين باغ.
... بدرستى كه اصل در استعمال عقر و عقار، كاربرد اين دو كلمه در هر چيزى است كه داراى اصل است همچون خانه و گاهى هم در خصوص خانه و قصرى كه محور اهل روستا است استعمال شده؛ ... ولى اگر كلمه عقار ظهور در خصوص اراضى مشغوله نداشته باشد، ... ظهور در مطلق زمين هم ندارد.
مناقشه بر استدلال بعض الاعاظم
بر برداشت خاصى كه فقيه بزرگوار معاصر- دامت بركاته- از معناى «عقار» كرده و بر اين مبنا نيز، استدلالاتى مطرح فرمودند، چند ايراد وارد است:
\* اولًا: لغويون بين موردى كه «عَقار» به صورت «مطلق» استفاده شده باشد و بين موردى كه «عَقار» به صورت «مضاف» استفاده شده باشد، فرق قائلاند؛ يعنى:
- زمانى كه كلمهى «عقار» به نحو «مطلق»- و بدون اضافه به كلمه ديگرى- استعمال شده باشد، آنرا به «مطلق ارض» اطلاق مىكنند، اگر چه زمين خالى باشد.
اما:
- زمانى كه كلمهى «عقار» به نحو «مضاف»- و با اضافه به كلمه ديگرى- استعمال شده باشد، معنايآن تغيير كرده و ديگر در زمين خالى استعمال نمىشود؛ در اين صورت «عقار البيت» معنايش، «متاع البيت» مىگردد.
\* ثانياً: اينكه فرمودند: «عقار» حتماً در جايى است كه فرعى وجود داشته باشد صحيح نبوده و مورد قبول نيست؛ البته منشأاين استدلال، خلطى است كه درباره معناى كلمهى «عقار» از كلام راغب در «المفردات فى غريب القرآن» و طريحى
\* در «مجمع البحرين» داشتهاند؛ امّا با دقّت در عبارات اين دو كتاب، روشن مىشود كه
\*______________________________
(١). ر. ك. به: همان.