ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣١١
مىكند، چيست؟ و امام (ع) در جواب سائل مىفرمايد: «لَهَا نِصْفُ الصَّدَاقِ وَ تَرِثُهُ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ»- نمىتوان بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج فرزند
\* دارد، بلكه مورد آن جايى است كه دخول صورت نگرفته و زن از مرد فرزند نداشته باشد.
نتيجهياشكال اول دلالى مقطوعهى ابن اذينه اشكال اول دلالى وارد بودهو قابل جواب نيست؛ زيرا نمىتوان روايتى را كه موردش «عدم وجود فرزند» است را بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج، فرزند دارد!
دومين اشكال دلالى مقطوعهيابن اذينه مستشكل [١] با طرح اين اشكال مىفرمايد:
[٢] اگر مقطوعه ابن اذينه را قرينه قرار دهيم بر اينكه روايات مانعه بر موردى حمل شوند كه: «زوجه از زوج، فرزند ندارد»؛ اين اشكال بوجود مىآيد كه چنين حملى، از موارد «حمل بر فرد نادر» است؛ به اين بيان كه:
حمل تعداد زيادى از روايات مانعه بر فرد نادرى همچون «زوجه بدون ولد» صحيح نيست؛ زيرا بطور معمول، مرديكه مىميرد، از همسرش، فرزند يا فرزندانى دارد، البته چه بسا ممكن است موارد نادرى وجود داشته باشد كه زوجه از همسر ميّتش، فرزند نداشته باشد؛ ولى نمىتوان اين مورد نادر را محور حمل اين تعداد روايت قرار داد.
به اصل عبارت ايشان توجه فرماييد:
«ان تخصيص عمومات الحرمان بصحيحة ابناذينة يوجب حمل تلك العمومات او الاطلاقات على النادر، اذ قلما يتفق عدم كون المراة ذات ولد» [٣]
[١]. ظاهراً منظور حضرت آيت الله سيد محسن خرازى دامت بركاته است
[٢]. ظاهراً منظور حضرت آيت الله سيد محسن خرازى دامت بركاته است
[٣]. ر. ك. به: ارث الزوجة، آيت الله سيد محسن خرازى، ص ١١٥، به نقل از مجله فقه اهل بيت شماره ٤٦ ص ٢٨.