ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣١٠
- طائفهى اول ياروايات مانعه و نافيه: رواياتى كه دلالت بر حرمان زوجه مىكنند
- و به عبارت ديگر، بر ارث نبردن زوجه، از ما ترك زوج، دلالت مىنمايند.
- طائفهيدوم ياروايات مورثه: رواياتى كه دلالت بر عدم حرمان زوجه مىكنند و به عبارت ديگر، بر ارث بردن زوجه از جميع ما ترك زوج، دلالت مىكنند.
روايات مانعه، بر موردى حمل مىشوند كه: «زوجه از زوج، فرزند ندارد».
و نيز:
- روايات مورثه، بر موردى حمل مىشوند كه: «زوجه از زوج، فرزند دارد».
بياناشكال اول دلالى مقطوعهى ابن اذينه
اشكال فرض فوق اين است كه:
اساساً چنين جمعى، «قبيح» و «مستهجن» است؛ زيرا موجب «اخراجِ مورد» مىشود؛ به اين بيان كه، در ميان روايات مورثه:
\* اولين روايت را مىتوان بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج فرزند دارد؛ يعنى، موثقهى «ابن ابى يعفور» كه مىگويد: «يَرِثُهَا وَ تَرِثُهُ (مِنْ) كُلِّ شَىْءٍ تَرَكَ وَ تَرَكَتْ» «همانطور كه زوج از همه ما ترك زوجه ارث مىبرد، زوجه نيز از جميع ما ترك زوج ارث مىبرد».
اما:
\* دومين روايت رانمىتوان بر موردى حمل كرد كه زوجه از زوج فرزند دارد؛ زيرا مورد آن جايى است كه زوجه مدخولهنبوده و از زوج فرزند نداشته باشد؟! يعنى، معتبرهى «عبيد بن زرارة» و «عبد الملك بقباق» را- كه در آن، از امام (ع) سؤال مىشود: تكليف مردى كه در مرضِ موت، زوجهاى اختيار
\*