ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٢٨
\* بنابراين، بوسيله روايات نافيهى مُخَصَّص، روايات مورثه، تخصيص و تقييد مىخورند.
در نهايت، نتيجه چنين مىشود كه:
خلاصه اينكه:
به واسطه تفصيل فوق، كه مشهور متأخّرين به آن قائلاند، نسبت بين دليل اول يا روايات نافيه و دليل دوم يا روايات مثبته، انقلاب پيدا كرده و به نسبت ديگرى تبديل مىشود؛ لذا ديگر احتياجى به مقطوعهى ابن اذينه با آن همه اشكال دلالى و سندى نيست.
هشت اشكال بر جريان مسئلهيانقلاب نسبت
اشكالهاى مختلفى به جريان مسئلهى انقلاب نسبت از سوى فقهاء وارد شده است كه ذيلًا به هشتمورد از آنها اشاره مىنماييم.
اولين اشكال بر جريان مسئلهى انقلاب نسبت
\* اولًا: از همان ابتداءو قبل از تخصيص، نسبتِ بين دو طائفهاز روايات، «عام و خاص مطلق» بوده است؛ لذا اساساً در ما نحن فيه، اصلًا انقلاب نسبتى بوجود نمىآيد؛ زيرا:
\* روايات مورثه كه مىگويند: «زوجه از جميع ماتركزوج ارث مىبرد» عام مطلقاند. و:
\* روايات نافيه كه مىگويند: «زوجه از عقار ارث نمىبرد» خاص مطلقاند. از اين رو ديگر بين اين دو دسته از روايات نسبت «تباين» برقرار نخواهد بود، تا نوبت به طرح مسئلهى انقلاب نسبت برسد؛ البته بسيارى از بزرگانى كه در مسئلهى ارث زوجه وارد شدهاند از توجه به اين نكته، غفلت ورزيدهاند.
\* ثانياً: در مباحث گذشته بيان شد كه مرحوم شيخ طوسى (رحمه الله) در كتاب
\* «الاستبصار» مىفرمايد:
\*