ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٢٩١
ايشان در كتاب «المقتصر فى شرح المختصر» مىفرمايد:
«و فى رواية و يخاط بطنها؛ أقول: الرواية إشارة الى ما رواه الشيخ (رحمه الله) عن ابن ابى عمير عن ابن أذينة يخرج الولد و يخاط بطنها و هى مقطوعة ...» [١] و در روايت و شكم مادرش دوخته مىشود؛ مىگويم [اين] روايت اشاره دارد به آنچه شيخ آنرا روايت كرده از ابن ابى عمير از ابن اذينه بر اينكه فرزند بيرون آورده مىشود و شكم مادرش دوخته مىشود در حالىكه اين روايت مقطوعه است ...
نتيجهى مناقشهى دوم
اين قرينه هم نقض شد، لذا ديگر قابل استناد نيست.
مناقشاتاربعه بر قرينه سوم محقق شعرانى (رحمه الله)
در مقام رد اين قرينه كه فرمودند: «چگونه مىشود يك عبارت در جوامع عظام روايى باشد ولى روايت نباشد؟» چهار مناقشه وجود دارد:
\* اولًا: اين استدلال محقق شعرانى (رحمه الله) صحيح نيست؛ زيرا، خود مرحوم شيخ طوسى (رحمه الله) در كتاب «الإستبصار فيما اختلف من الأخبار» فرموده است: «آنچه در اين كتاب آوردهام مورد پسندم نبوده است».
«ثم اعَقِّبُ بما يخالِفُها من الاخبار» [٢] ... و پس از آن، اخبار و رواياتى را كه مخالف فتوايم مىباشد را تعقيب مىكنم
البته قبلًا نيز بيان شد كه مرحوم علامه حلى (رحمه الله) در كتاب «مختلف الشيعة» فرموده است كه: اين عبارت مرحوم شيخ (رحمه الله) در «الاستبصار» اشعار دارد بر اينكه با آن موافق نبوده است.
«و هذا القول من الشيخ (رحمه الله) فى الاستبصار يشعر بأنّه لا يرتضيه» [٣] اين نظريه از جانب شيخ طوسى (رحمه الله) در كتاب استبصار مشعر به عدم رضايت ايشان
[١]. ر. ك. به: المقتصر من شرح المختصر، جمال الدين حلى (رحمه الله)، ص: ٥٦
[٢]. ر. ك. به: الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، شيخ طوسى (رحمه الله)، ج ١، ص: ٣
[٣]. ر. ك. به: مختلف الشيعة فى أحكام الشريعة، علامه حلى (رحمه الله)، ج ٩، ص: ٥٦.