ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٠٠
- مرحوم ابن ادريس (رحمه الله)؛
- مرحوم محقق حلى (رحمه الله) در «المختصر النافع فى فقه الامامية»؛
- مرحوم فاضل آبى (رحمه الله) در «كشف الرموز فى شرح مختصر النافع»؛
بوده است؛ ولى اين بزرگان، مقطوعه مذكور را به عنوان كلام معصوم (ع) نپذيرفته و به آن استناد نكردهاند.
\* ثانياً: با وجودى كه سند مقطوعه، تا قبل از ابن اذينه صحيح است؛ حال اگر واقعاً اين مقطوعه، كلام امام معصوم (ع) به شمار مىرفت، مىبايستبزرگان ياد شده به آن عمل مىكردند؟!
به عبارت ديگر:
نفساينكه بزرگان فوق الاشاره (قدس سرهم) بر طبق مفاد اين مقطوعه، هيچ اقدامى انجام ندادهاند، قرينه است بر اينكهمشاراليهم (قدس سرهم) قوياً احتمال مىدادهاند كه: مقطوعه مذكور فتواى ابن اذينه بوده است، نه قول معصوم (ع).
دومين قرينه، مؤيّد فتوا بودن مقطوعهى ابن اذينه
\* اولًا: در هفده روايتى كه قبلًا بيان آن گذشت- يعنى طائفه اول-، امام (ع) در مقام بيان تمام جزئيات بودندبه دليل اينكه، سائل از امام (ع) مىپرسد «مَا لَهُنَّ مِنَ الْمِيرَاثِ؟» [١] حال در اينجا اگر واقعا بين زوجه ذات ولد و غير ذات ولد فرق وجود داشت، مىبايست حضرت (ع) آن فرق را بيان مىفرمودند، لكن امام (ع) در پاسخ به سؤال فوق هيچ تفصيلى بين ذات ولد و غير ذات ولد ندادهاند؟!.
\* ثانياً: همانطور كه قبلًا توضيح داده شد در طائفه اول روايات، بحث اطلاق و تقييدفاقد جايگاه است؛ زيرا اين بحث، در صورتى كاربرد دارد
[١]. ر. ك. به: وسائلالشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج ٢٦، ص ٢٠٧، روايت سوم.