ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣١٥
در ذات ولد فرزندش فوت كند و سهم او به مادرش برسد و حكم غير ذات ولد پيدا كند در اين وضع منع متوجه ذات ولد مىشود بلكه چه بسا
ادعا شده است غالباً غير ذات ولد ازدواج مىكند همانگونه كه در ذات ولد نيز غالباً ازدواج نكردن است.
البته همانگونه كه قبلًامطرح نموديم، از مجموع «پنج» تعليلى كه براى
ارث نبردن زوجه در طائفه اول روايات آمده بود، تنها «سه» عنوان قابل استخراج استكهدر اين سه عنوان بينزوجهى ذات ولد و غير ذات ولد، فرقى وجود ندارد؛ اين سه عنوان عبارت بودند از:
١. مزاحمت براى ساير وراث در استفاده از مواريث: «فَيُزَاحِمَ قَوْماً آخَرِينَ فِى عَقَارِهِمْ».
٢. وارد شدن زوجه بر خانواده شوهر و عدم نسبت او با همسرش: «لَيْسَ لَهَا مِنْهُ نَسَبٌ تَرِثُ بِهِ».
٣. امكان انقطاع علقهى زوجيت و تغيير و تبديل زوجه: «وَ الْمَرْأَةُ قَدْ يَجُوزُ أَنْ يَنْقَطِعَ مَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ مِنَ الْعِصْمَةِ وَ يَجُوزُ تَغْيِيرُهَا وَ تَبْدِيلُهَا».
«مفتاح الكرامة» خلاصه اينكه:
از مجموع مناقشات مطروحه، به اين نتيجه مىرسيم كه، جواب دوّم مجيب، صحيح نمىباشد.
سومين جواب از فقيه معاصر در «مجلهى فقه اهل بيت (ع)»
ايشان مىفرمايند:
در رواياتنافيه (حرمان) بين «قيمت بناء» و «عينزمينى» كه بناءدر آن واقع شده، تفصيل داده شده است.
به اصل عبارت ايشان توجه فرماييد: