ارث زوجه - دانش، محمدحسن - الصفحة ٣٨١
عقار» باشدكه اين تقييد باعث اختلال در سهام زوجه نمىشود.
پنجمين مناقشه بر اشكال دوم بعض الفقهاء
\* اولًا: اينكه ايشان در انتهاى كلامشان فرمودهاند: «تعليل وارده در روايات- مبنى بر اينكه زوجه فرد فاسده كننده ميراثها را داخل در ورثه نكند-، ظاهر در اين است كه ميراث زوجه نيز همان ميراث ورثه است» و اين ظهور را شاهد بر جمع عرفى دانستهاند، از «متفاهم عرفى» بسيار دور است.
\* ثانياً: اين ظهور چگونه مىتواند شاهد بر جمع عرفى باشد، با اينكه مورد تعليل عبارت است از: «كم شدن سهم ارث زوجه و محروميّت وى از خصوص عَقار»!
در حاليكه تعليل وارده، با محروميّت زوجه از عين و قيمت عقار تناسب دارد و گرنه اگر تعليل مختص به خصوص عين بود، لغو مىگرديد؛ زيرا، اگر ورثه قادر بر اعطا قيمت نباشند، بناچار نتيجه اين مىشود كه، فرد فاسد كننده ميراث وارد حلقهى وراث مىگردد!.
سومين اشكال از فقيه معاصر در رد فتواى مشهور
اين اشكال در ضمن «هفت قسمت» خلاصه مىشود كه فقيه معاصر- دامت بركاته- به عنوان اشكال سوم بر رد فتواى مشهور يادآور شدهاند، كه هر يك به شرح زير است:
اولين قسمتاز اشكال سوم فقيه معاصر
برخى از روايات، صرفاً در محروميّت زوجه از «عين زمين» ظهور دارند؛ همچون:
أ. روايت پنجم: يا صحيحهى فضلاى خمسه كه امام (ع) در آنجا فرمودهاند:
«أَنَّ الْمَرْأَةَ لَا تَرِثُ مِنْ تَرِكَةِ زَوْجِهَا مِنْ تُرْبَةِ دَارٍ أَوْ أَرْضٍ إِلَّا أَنْ يُقَوَّمَ الطُّوبُ وَ