روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٧٦
از ايشان مستحقّ عبادت است به اصول نعم كه با ايشان كرد [١]از شرّ و آفت و وسواس.گفتند:«وسواس»نام ديو موسوس است،و گفتند:مصدر [٢]است كه بر شخص نهادند مبالغت را،كصوم و فطر و عدل في وصف النّاس به.و «وسواس»و«وسوسه»،هر دو مصدر باشد،و آن حديث النّفس باشد[به چيز] [٣]ى كه مانند آوازى پوشيده بود،و قال الأعشى:
[تسمع للحلى] [٤]وسواسا إذا انصرفت
كما استعان[بريح عشرق] [٥]زجل[٢١١-پ]
و قال رؤبة في وصف صائد:
وسوس يدعو مخلصا ربّ الفلق
سرّا و قد أوّن تأوين العقق
و وسوسه چون همهمه باشد.و رجل موسوس آن باشد كه سودا بر او غالب شود،خطرات و خيالات سوداوى در دل او مىافتد.و تفسير او بر يك تقدير باشد از سه تقدير:يكى آنكه«وسواس»نام ديو است،أى من شرّ الشّيطان.دوم آنكه به معنى وسوسه است،يعنى من وسوسة الجن و الإنس.و وجه سهام من شرّ ذى الوسواس،برآن تأويل كه اين لفظ مصدر باشد.
اَلْخَنّٰاسِ [٦] ،آن بود كه پوشيده باشد،و«الخنوس»الخفاء و التّأخّر أيضا،و منه قوله: فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ [٧]،يعنى آن ستارهها كه يكبار پوشيده بود و يكبار پيدا.و گفتهاند:معنى وسوسۀ شيطان آدمى را آن بود كه إلقاء كند چيزى در سمع او به كلام خفى كه به دل او رساند بىآنكه او بشنود،و آن كار بر دل او مزين كند و او را وعده دهد و تعجيل شهوت و تسويف توبه فرمايد.
و در اخبار آمده است كه:عيسى مريم-عليه السّلام-از خدا در خواست كه موضع شيطان از فرزندان به او نمايد.حقتعالى اطّلاع داد او[را برآن.او
[١] .كا+من شر الوسواس.
[٢] .آج:مصدرى.
[٥] [٤] [٣] .اساس:كلمه بريده شده است،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .كا+الّذي يوسوس في صدور النّاس.
[٧] .سورۀ تكوير(٨١)آيۀ ١٥.