روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٠ - ترجمه
أ لم تعلمي اسماء و ويحك أنني
خلقت امينا لا أخون امينا [١]
أى من يأمنني و كان آمنا منّي [٢].
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ،اين جواب قسم است،و حقتعالى قسم كرد به اين چيزها كه ما آدمى را در نيكوتر تركيبى و اعتدال [٣]قامتى آفريديم، براى آنكه دگر حيوانات را منبطح [٤]آفريد [٥]و آدمى را منتصب.ابو بكر بن طاهر گفت:يعنى به عقل مزيّن كرديم او را،و به امرونهى مؤدّب،و به تمييز مهذّب، تمام قامت،تناول طعام و شراب به دست كند كه دگر حيوانات به دهن كنند.
ابو عبيده گفت بشار بنى برد زنديق بود و دميم الخلق بود و نابينا بود و در چشمهاى او گوشتى سرخ،بود،حمّاد عجرد هم زنديق بود،بشّار را هجا كرد [٦]و گفت:
و اللّه ما الخنزير في نتنه
بربعه في النتن او خمسه[١٤٩-ر]
بل ريحه اطيب من ريحه
و مسّه الين من مسّه
و وجهه احسن من وجهه
و نفسه افضل من نفسه
و عوده اكرم من عوده
و جنسه اكرم من جنسه
بشّار چون اين بيتها بشنيد،گفت:و يلي على الزّنديق لقد نفث بما في صدره،آنچه در دل داشت آشكارا كرد.گفتند:چگونه؟گفت:ما اراد الزنديق إلاّ قول اللّه تعالى: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ،فاخرج الجحود بها مخرج الهجاء.
ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِينَ ،آنگه او را برگردانيديم با حالتى كه فروتر از همه فروتران باشد،از جوانى به پيرى و از تندرستى به بيمارى و از قوّت به ضعف،و از كمال عقل به خرف.و بعضى دگر گفتند:آيت در حقّ گروهى است كه در
[١] .آج:اميني.
[٢] .كا،آد،گا:بى.
[٣] .آج:اعتدالتر،كا،آد،گا:معتدلتر.
[٤] .آج:مسطّح.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:آفريديم.
[٦] .كا،آد،گا:امتحان كرد.