روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١١ - ترجمه
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [١] ،آنگه دست برداشت و گفت:
رب امتي امتي ،و بگريست.خداى تعالى جبريل را بفرستاد و گفت:يا جبريل:محمّد را بگو كه:چرا مىگويى؟و او عالمتر.جبريل بيامد و رسول را گفت:خدايت سلام مىكند[١٤٠-ر]و مىگويد:
ما يبكيك؟ رسول-عليه السلام-گفت:بار خدايا امّتى گناهكار دارم!حقتعالى گفت:برو و او را بگو كه:من رضاى تو بجويم در امّت تو،و تو را دلتنگ نكنم و اين آيت آورد.
و در خبر آمده است كه:چون اين آيت آمد،رسول-عليه السلام-گفت:
إذا لا أرضى [٢]و واحد من امتي فى النار ،گفت:لا جرم راضى نشوم و يكى از امّت من در دوزخ باشد.و روايت است از صادق جعفر بن محمّد-عليهما السلام- كه:يك روز رسول-عليه السلام-در نزديك [٣]فاطمه زهرا شد،او را ديد گليمى از پشم شتر در دوش بسته و به يكدست آس مىكرد و به دگر دست كودك را تعهّد مىكرد.رسول-عليه السلام-بگريست و آنگه گفت:اى دختر!اين مرارت و تلخى دنيا فروبر به اميد حلاوت آخرت كه خداى تعالى آيتى بر من فرستاد،و هى قوله: وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضىٰ .
و در خبر است كه رسول-عليه السلام-گفت:روز قيامت چندان شفاعت[دهند] [٤]مرا كه گويم:
حسبي حسبي. و در خبر آمد كه:چون رسول -عليه السلام-اين بگويد،حقتعالى آواز او به گوش آن جماعت برساند كه در دوزخ مانده باشند از امّت او،ايشان فرياد برآرند و گويند:بار خدايا!شفاعت رسول برسيد و به ما نرسيد،حقتعالى گويد:اگر شفاعت رسول برسيد،رحمت من بنرسيد،و بفرمايد تا همه را از دوزخ بيارند.
[١] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١١٨.
[٢] .كا:لا ارتضى.
[٣] .كا،آد،گا:در حجرۀ.
[٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.