روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٩ - ترجمه
اطعام.و ابو عبيده [١]و ابو حاتم اختيار اين كردند براى آنكه تفسير اسم است،و تفسير اسم،به اسم،اولىتر باشد ازآنكه به فعل.فرّاء و بعضى دگر گفتند [٢]اختيار آن كردند لعطف الفعل عليه في قوله: ثُمَّ كٰانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا [٣].
أَوْ إِطْعٰامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ،يا طعام دادن در روزى خداوند گرسنگى [٤]روزى گرسنه،من باب قولهم:ليل قائم و نهار صائم.
يَتِيماً ذٰا مَقْرَبَةٍ ،نصب«يتيما»بر عمل مصدر است كه مصدر عمل فعل خود كند،تقول:عجبت من ضرب زيد عمرا،أى من أن يضرب زيد عمرا. ذٰا مَقْرَبَةٍ ، خداوند خويشى و نزديكى،چنان كه گفت: وَ آتَى الْمٰالَ عَلىٰ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبىٰ [٥].
و بعضى دگر گفتند: ذٰا مَقْرَبَةٍ ،از قرابت نيست،بل از قرب است كه تهيگاه [٦]باشد، يعنى ذا خاصرة مطويّة متلاصقة من الجوع،تهيگاه [٧]به هم آمده از گرسنگى.
أَوْ مِسْكِيناً ذٰا مَتْرَبَةٍ ،[اى] [٨]ذا فقر و حاجة،يقال:ترب الرجل إذا افتقر حتّى لصق بالتراب من الفقر و الذلة،از درويشى با خاك برابر باشد به مذلّت،چنان كه مسكين گويند لسكون حركاته،و فقير گويند لانكسار فقار ظهره.و گفتند:براى آنكه مأواى او خاك باشد[١٣٠-پ]،فرش و بسطى ندارد.و ابو حامد الخارزنجي گفت:«متربة»از تربت است،و هى شدّة الحال،قال الشّاعر:
و كنّا اذا ما الضيف حل بأرضنا
سفكنا دماء البدن في تربة الحال
براء بن عازب روايت كرد كه:اعرابىاى به نزديك رسول آمد-صلوات اللّه عليه -و گفت:يا رسول اللّه!علمني عملا يدخلني الجنة،گفت:يا رسول اللّه مرا علمى بياموز كه مرا به بهشت برد،رسول-عليه السلام-گفت:اگرچه سؤال به لفظ
[١] .كا،آد،گا:ابو عبيد.
[٢] .اساس+گفتند،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٣] .سورۀ بلد(٩٠)آيۀ ١٧.
[٤] .كا،آد،گا+و.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٧٧.
[٧] [٦] .اساس:تهىگاه.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.