روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٢ - ترجمه
استعمال كنند و اين معنى بر همه تأويلها راست است.
وَ النّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً ،عبد اللّه عبّاس گفت:فريشتگانند كه جان از تن مؤمنان بازگشايند چنان كه عقال از دست شتر بازگشايند،و فرّاء اين قول حكايت كرد و گفت:آنچه من از عرب شنيدهام«أنشطت العقد»است و قولهم:كأنّما أنشط من عقال،و نشطت العقد إذا عقدته [١]و إذا حللته فقد انشطته،به [٢]«الف»ازالت را باشد-چنان كه بيان كردهايم.و النّاشط،هو الرابط،و المنشط الذي يحل.
و روايت ديگر از عبد اللّه عبّاس آن است كه:مراد جانهاى مؤمنان است چون نشاط كند بيرون آمدن را از تن،براى آن هيچ مؤمن نباشد و الّا در در مرگ بهشت بر او عرض كنند تا او بهتر و نكوتر از آن جايها و نعمتها كه در او باشد ببيند.و حوريان او را مىخوانند كه:إلينا،إلينا،به ما آى،به ما آى.او نشاط كند رفتن آن جايگاه را.
اميرالمؤمنين على گفت:فريشتگانند كه جانهاى كافران از اجزاى اعضاى ايشان بازمىگشايند و جداى مىكنند تا از تن ايشان بيرون آرند به رنج و غم.مجاهد گفت:مرگ است كه جان آدمى را برون آرد.قتاده گفت:و أخفش:
ستارگانند كه از اين افق به آن افق مىشوند،چنان كه كسى از جايى به جايى شود،يقال:نشط الحمار إذا ذهب من بلد إلى بلد،قال الطرماح:
و هل بحليف الخيل ممّن عهدته
به غير اخدان النواشط روع
يعنى بقر الوحش و الهمّ ينشط بصاحبه،أى يزعجه،قال هميان:
باتت همومي تنشط المناشطا
الشّام بي طورا و طورا واسطا[٥٨-ر]
خليل گفت:«نشط»و«أنشط»هر دو لغت است،و آن چيزى به جانب خود كشيدن باشد تا گشاده شود.
وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً ،روايتى از اميرالمؤمنين على آن است كه:فريشتگانند
[١] .كا+با نشوطة.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:تا.