روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣١ - ترجمه
پندارى ايشان آن روز بينند آن را مقام نكردهاند [١]الّا شبانگاهى يا چاشتگاهش [٢].
«واو»قسم است.و در معنى«نازعات»خلاف كردند.مسروق گفت:
فريشتگانند كه نزع و جذب ارواح بنى آدم كنند،و اين روايت عطيّه است از عبد اللّه عبّاس.اميرالمؤمنين على گفت:فريشتگانند كه جان كافران نزع كنند.
عبد اللّه مسعود گفت:جانهاى كافران است كه ملكالموت از زير هر موى و [٣]زير هر ناخنى بيرون مىآرد تا آنگه كه تمام به حلق آرد،آنگه رها كند تا [٤]باز جاى شود،باز دگرباره نزع كند.
مقاتل گفت:ملكالموت است و اعوانش كه جان كافران از تن مىبرآرند بهمانند سفودى كه [٥]در پشم تر فگنند و آن را شاخهها و شعبهها باشد،هر شاخى از آن به پارهاى در آويزد و از آب بركشد [٦].مجاهد گفت:اسباب مرگ است كه به او جان از تن برآيد.سدّى گفت:جانهاى كافران است كه در سينه غرق شود گفتند معنى آن است كه:كافر خود را در وقت مرگ چون غرقى بيند.حسن و قتاده و ابن كيسان و ابو عبيده و أخفش گفتند:ستارگانند كه نزع مىكنند از افقى به افقى تا فروشدن.
عطا و عكرمه گفتند:كمانهاى تيراندازان است كه نزع مىكنند تير را.و گفتند:غازيانند كه تير مىاندازند.و قوله: غَرْقاً ،أى اغراقا،و هو المبالغة فى النزع،آن باشد كه كمان چندان درآرند كه به فوق [٧]رسد.و نصب او بر مصدرى باش لا من جنس الفعل.و اصل نزع جذب چيزى باشد از عميق [٨]كنزع الدلو من البئر.و إغراق،غرق كردن[٥٧-پ]باشد و در جاى مبالغت
[١] .آج:درنگ نكنند.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها+قوله:و النازعات غرقا.
[٣] .كا+از.
[٤] .كا+ ديگرباره.
[٥] .كا:سفّودى گرم كه.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها:بركشند.
[٧] .كا،آد،گا+تير.
[٨] .آج و ديگر نسخه بدلها:عمق