روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٨ - ترجمه
كرد كه [١]همه از اوست از خلق او و به امر او و اباحت او.قول دگر آن است كه:
مراد به«ربّ»سيّد است،يعنى سقاهم سيّدهم علىّ بن أبي طالب-عليه السلام- ايشان را آب دهد سيّدشان علىّ بن أبي طالب.و دليل بر آنكه«ربّ»به معنى سيّد آمده است،قوله تعالى في سورة يوسف: اُذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ [٢]،أى عند سيّدك، و قوله: فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً [٣]،أى سيّده.بر اين قول او ساقى باشد،و اخبار از جهت مؤالف و مخالف متظاهر است كه او ساقى كوثر خواهد بودن،و در اين معنى شاعر گفت:
ربّ هب لي من المعيشة سؤلي
و اعف عنّي بحقّ آل الرسول [٤]
و اسقني شربة بكفّ عليّ
سيّد الأوصياء زوج بتول
و بر قول عامّۀ مفسّران او آب داده باشد و حقتعالى آبدهندۀ او[٣٧-پ].
و به سياقت آيت اين لا يقتر است و در منقبت بليغتر. شَرٰاباً طَهُوراً ،شرابى پاكيزه، يعنى آلوده نشود آبش به آنچه آلوده شود آبهاى دنيا از چيزها كه [٥]آن را از حكم پاكى [٦]ببرد.و گفتند:خمرش پاكيزه باشد از آنچه [٧]مستى كند و خمار آرد و داعى بود با قبايح.و گفتند معنى آن است كه:پاك بود به وقت دوم [٨]مستحيل نشود با بول،بل از اندام ايشان جدا شود بهمانند عرقى كه بوى مشك دارد.
أبو قلابه گفت:خداى تعالى هر مردى را از اهل بهشت چندانى شهوت و نهمت و قوّت دهد كه صد مرد را از اهل دنيا.چون طعامى كه خواهند بخورند، ايشان را شرابى دهند كه شكم ايشان مطيّب كند و به وقت هضم طعام و شراب رشحى بود و از اندام ايشان بيايد بهمانند مشك أذفر.باز دگرباره شكم ايشان تهى شود و شهوت طعام بازآيد.و گفتند:شرابى طهور،يعنى(مطهر)،پاككننده،
[١] .آد:اضافه كرد با خود كه.
[٢] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٤٢.
[٣] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٤١.
[٤] .آج:ال رسول.
[٥] .كا،آد،گا:چيزهايى كه.
[٦] .كا،آد:پاكيزگى.
[٧] .كا،آد،گا:آنكه.
[٨] .كا،آد:پاك بود البتّه.