روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٦ - ترجمه
فى الحلق.مقاتل حيّان گفت:براى آن سلسبيل خوانند آن را كه در راهها و جايها [١]و سرايها روان باشد.و اصل او از زير عرش است،ازآنجا به بهشت عدن آيد،ازآنجا به دگر بهشت مىآيد.و شراب بهشت گفت بر طعم زنجبيل باشد و برد كافور و بوى مشك.
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدٰانٌ مُخَلَّدُونَ ،مىگردند بر ايشان غلامانى مخلّد مؤبّد، يعنى به آنچه مخلّد باشند به گشت روزگار از آن شكل و هيئت بنشوند.بزرگ نگردند.ملتحى نشوند. إِذٰا رَأَيْتَهُمْ ،چون ايشان را بينى [٢]گمان برى [٣]كه مرواريدند پراگنده.
وَ إِذٰا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ [٣٦-پ] نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً ،گفت:چون بينى آن جايگاه نعمت بينى و ملكى بزرگوار.قرّاء در وقف اين [٤]خلاف كردند.بعضى بر [٥]«رأيت»وقف كردند و گفتند:مفعول«رأيت»محذوف است و«ثمّ»ظرف است از«رأيت»دوم و بعضى بر«ثمّ»وقف كردند و ظرف را در جاى مفعول به بنهادند [٦]،گفتند:تقدير آن است كه:«و إذا رأيت ذلك المكان رأيت»و اين دوم جواب«اذا»باشد.
در«ملك كبير» [٧]خلاف كردند،گفتند:ملكى كمينۀ آن هزارساله راه باشد،مرد بر غرفهاى نشسته أقصى ملك خود مىبيند،گفتند:آن ملك آن است كه فريشتگان هروقت به سلام ايشان مىآيند،و چون بيايند به دستورى درآيند.و گفتند:ملكى باشد بىزوال.ابو بكر ورّاق گفت:ملكى باشد بىهلك.محمّد بن علىّ الترمذى گفت:ملك تكوين باشد،چون چيزى خواهد گويد:بباش،بباشد.
[١] .آج،كا،آد،گا:خانها.
[٢] .آج:بينيد.
[٣] .آج:بريد.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها+آيت.
[٥] .اساس:دگر،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج+و.
[٧] .آد،گا:ملكا كبيرا.