روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٢ - ترجمه
مركّب است از انواع مختلف،و چون پديد آيد خداوند طباع مختلف باشد.و بعضى اهل لغت گفتند:بناى أمشاج،بناى جمع است و معنى واحد،نبينى كه آن را به صفت نطفه كرد،و نطفه واحد است،و مثله قولهم:ثوب أسمال و أخلاق و حبل أرمام و برمة اعشار.
ابو عبد الرّحمن السلمىّ گفت از ابو عثمان مغربى شنيدم در مكّه كه او را از اين آيت پرسيدند،گفت:خداى تعالى امتحان كرد خلقان را به نه چيز:سه مفتّن و سه كافر و سه مؤمن.امّا سه مفتّن:سمع و بصر و زبان،و امّا سه كافر:
نفس و هوا و شيطان،و امّا سه مؤمن:عقل و روح و فكر اوست،و اين حديثى است معلّق و از جنس طامات.
قوله تعالى: نَبْتَلِيهِ ،مىآزماييم او را.و بيان،آزمايش خداى تعالى بنده را چند جاى برفت در اين كتاب كه مراد از آن تكليف است كه صورت امتحان دارد.
فَجَعَلْنٰاهُ سَمِيعاً بَصِيراً ،او را سميع[٣٠-پ]و بصير گردانيديم،شنوا و بينا.و بعضى اهل علم گفتند:در آيت تقديم و تأخيرى هست،و تقدير آنكه:فجعلناه سميعا بصيرا لنبتليه،او را سميع و بصير كرديم تا او را به تكليف امتحان كنيم.
إِنّٰا هَدَيْنٰاهُ السَّبِيلَ ،گفت [١]:او را هدايت داديم بر ره راست و راه [٢]نموديم به بيان و ارشاد و انواع الطاف تا ره حق از ره باطل بداند [٣]و صواب از خطا و شر از خير.
إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً ،اگر شاكر باشد و اگر كافر،يعنى نه براى آنكه در معلوم چنان باشد كه او كافر خواهد بودن،من لطف و بيان از او بازگيرم،بل هدايت او هم برآن حد كنم كه هدايت شاكران،براى آنكه هدايت به من تعلّق دارد و شكر و كفران به بندۀ من،آنچه به من تعلّق دارد به جاى آرم تا اگر او آنچه
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها+ما.
[٢] .ديگر نسخه بدلها+با او.
[٣] .كا،آد،گا:بازداند.