روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٠ - ترجمه
«حمأ» [١]بود،آفتاب در او تافت خشك گشت«صلصال»شد.چهل سال «صلصال»بود.
بعضى دگر گفتند:معنى«هل»،«قد»است اين جا،أى قد أتى على الانسان،يعنى حينى و مدّتى از روزگار بر آدم بگذشت كه او در آن روزگار چيزى مذكور نبود.
بعضى دگر گفتند معنى آن است كه:أتى على الانسان،[على سبيل] [٢]الاستفهام،و اين استفهامى بود بر سبيل تقرير،و مراد به«انسان»آدم است في قول الحسن و قتاده و سفيان.
و دگر مفسّران گفتند:مراد دگر آدميانند،و«لام»جنس راست.و در تفسير اهل البيت آمد كه:مراد به«انسان»علىّ بن ابى طالب است [٣]،و«هل» به معنى«ما»ى نفى است،و تقدير كلام اين است كه:ما أتى على الانسان زمان من الدهر إلاّ و كان فيه شيئا مذكورا،هيچ روزگار نيامد و الّا او در آن روزگار چيزى بود مذكور،يعنى هميشه معروف و مذكور و مشهور بود،و چگونه مذكور نباشد آنكس كه نامش با نام خدا و رسول بر ساق عرش و بر در بهشت و بر سرادقات[٢٩-پ]عرش و اوراق اشجار نبشته باشد-پيش از خلق آدم-على ما
جاء فى الأخبار: مكتوب على ساق العرش لا اله الا الله محمد و رسول الله أيدته بعلى و نصرته به.
گفتند دليل بر صحّت اين قول آن است كه گفت: إِنّٰا خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَةٍ ،به«لام»تعريف عهد.گفت:ما آن انسان را كه ذكر او رفت از نطفه آفريديم.و معلوم است كه آدم را از نطفه نيافريد.و اصل«نطفه»فعله باشد من نطف الماء إذا قطر [٤].و«نطفه»،قطعهاى [٥]باشد از او براى آنكه فعله و
[١] .كا:خرّه.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آج،كا+عليه الصلاة و السلام.
[٤] .اساس:قدر،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .كا:قطرهاى.