روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٢ - ترجمه
وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَكُمْ [١] ،و المعنى:لاولادكم.و قوله: هٰذٰا عٰارِضٌ [٢١-ر] مُمْطِرُنٰا [٢]،و التقدير:ممطر لنا،براى آنكه نشايد كه معرفه صفت نكره بود.
و أخفش گفت:اين هم چنان است كه گويند:فلان عبرة و فلان رحمة و فلان حجّة.أبان بن تغلب گفت:بصيرت و بيّنت و شاهد و دليل يكى باشد.
وَ لَوْ أَلْقىٰ مَعٰاذِيرَهُ ،و اگرچه او بيفگند عذرهاى خود،يعنى و اگرچه او بسيار تعلّل كند و عذر انگيزد و مجادله كند و مدافعه كند از خود،و مثله قوله:
يَوْمَ لاٰ يَنْفَعُ الظّٰالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ [٣] ،و اين قول مجاهد و قتاده و سعيد جبير است و ابن زيد و أبو العاليه و عطا.
فرّاء گفت معنى آن است كه:اگر او به تعلّل و عذر انگيختن مشغول شود،از او بر نفس او گواهان [٤]باشند كه عذر او باطل كنند [٥].
مقاتل گفت:جواب او [٦]محذوف است،معنى آنكه:اگر عذر آرد نپذيرند، و«القاء»را معنى اظهار است،و مثله قوله: فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكٰاذِبُونَ، وَ أَلْقَوْا إِلَى اللّٰهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ [٧].
ضحّاك و سدّى گفتند:معنى آن است كه:آدمى را از خود بر خود گواهانند،و اگرچه او همه عذرها برانگيزد و چارهها [٨]بسازد،از درها كه ببندد در وقت معصيت و حجابها كه فروگذارد،گفت:اهل يمن پرده را«معذار»گويند، يعنى آلت عذر است كه به وقت اعذار فروگذارند.
بعضى دگر گفتند:معنى«معاذير»حوالت بعضى است بر بعضى،چنان كه گفت: لَوْ لاٰ أَنْتُمْ لَكُنّٰا مُؤْمِنِينَ [٩]،و [١٠]در جواب اين:
[١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٣.
[٢] .سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ٢٤.
[٣] .سورۀ مؤمن(٤٠) آيۀ ٥٢.
[٤] .آج:گواهانى.
[٥] .اساس:كند،با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آج،گا:لو.
[٧] .سورۀ نحل(١٦)آيات ٨٦ و ٨٧.
[٨] .اساس:چارها/چارهها.
[٩] .سورۀ سبأ(٣٤)آيۀ ٣١.
[١٠] .كا،گا،آد:ندارد.