روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦٨ - ترجمه
گفت:«صمد»سيّدى باشد كه سود او به نهايت رسيده باشد،و اين روايت علىّ بن طلحه است از عبد اللّه عبّاس.و قولى دگر از او آن است كه:سيّدى بود كه در حوائج قصد به او كنند و رجوع با او كنند.بعضى دگر گفتند:سيّدى تمام شرف باشد،و اين اقوال متقارب است از جهت معنى.و اصله من صمدت فلانا اصمده صمدا،و الصّمد المصمود كالقبض[٢٠٨-ر]و النّفض بمعنى المقبوض و المنفوض،و بيت مصمود و مصمّد اذا كان مقصودا في الحوائج،قال طرفة:
و ان يلتقى الحىّ [١]الجميع تلاقني [٢]
الى ذروة البيت الرّفيع المصمّد
و قال آخر فى الصّمد:
الا بكّر النّاعي بخيرى بني اسد
بعمرو بن مسعود بالسيّد الصمد
و قال آخر:
علوته بحسام ثمّ قلت له
خذها فانّك انت السيّد الصّمد
قتاده گفت:«صمد»باقى باشد پس از فناى خلق.عاصم گفت:دائم باشد.از رضا [٣]-عليه السّلام-روايت كردند كه او گفت:آن باشد كه آيس [٤]باشند از اطّلاع بر او.محمّد بن على التّرمذيّ گفت:هو الأزلى بلا عدد و الباقي بلا أمد و القائم بلا عمد،و گفتند:آن بود كه با خلق نماند.و گفتند:آن بود كه تجزّى نپذيرد و جزى [٥]نباشد.
عكرمه گفت:آنكه از بالاى او فرمان نباشد،و اين قول از اميرالمؤمنين على روايت كردهاند.كعب الأحبار گفت:آنكه او را از خلق نظير نباشد.سدّى گفت:هو المقصود فى الرّغائب المستغاث به عند النّوائب.مقاتل بن حيّان گفت:آنكه در او عيب نباشد.ربيع گفت:آنكه آفت بدو نرسد.
[١] .اساس:يلتقى،با توجّه به كا تصحيح شد.
[٢] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،مجمع البيان:يلاقنى.
[٣] .آج:از امام رضا.
[٤] .آج:ايمن.
[٥] .كذا:در اساس(جزى/جزء)،آج و ديگر نسخه بدلها:جزو.