روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٦ - ترجمه
گفتم [١]:من در حال نپرستم آن را كه شما پرستى [٢]و[نه نيز شما پرستيد] [٣]مرا [٤]در حال.
آنگه براى[نفى] [٥]استقبال كلام از سرگرفت،گفت: وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ ، و نه من پرستم آن معبود را كه شما پرستى [٦]در مستقبل ايّام،و نه نيز شما[١٩٤- پ]معبود مرا پرستى [٧]در مستقبل.و بر اين وجه در كلام تكرار نباشد،و اين وجهى است نيكو.و اين وجه حكايت كردهاند از ابو العباس ثعلب.
و جواب سهام [٨]از آيت آن است كه اختلاف معنى مستفاد است از«ما»، براى آنكه«ما»در آيات اوّل موصوله است،يعنى لا أعبد معبودكم و لا أنتم تعبدون معبودي.و در آيات ديگر«ما»مصدرى است.و لا أنا عابد عبادتكم،أى مثل عبادتكم،گفت:عبادت من چون عبادت شما نباشد،چه عبادت من بر وجه قربت و شكر نعمت باشد،و عبادت شما بر وجه متابعت پدران،اقتدا باشد به ايشان بر سبيل تقليد.پس عبادت ما مختلف است از اين وجه،و«ما»مصدرى [٩]در كلام عرب معروف و مشهور است و در قرآن و اشعار بسيار آمده است، منها قوله: وَ ضٰاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمٰا رَحُبَتْ [١٠]،أى برحبها،و قوله: وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا، وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا، وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا [١١]،و طحوها [١٢]و تسويتها،و قال الشّاعر:
يا رتع سلامة بالمنعتي
بخيف سلع جادك الوابل [١٣]
[١] .آج:گفت.
[٧] [٦] [٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:پرستيد.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آج افزوده شد.
[٤] .آج:معبودى را.
[٥] .اساس:كلمۀ زير وصّالى رفته است،با توجّه به كا،آد افزوده شد.
[٨] .آج،كا،آد،گا:سيوم.
[٩] .آج+است.
[١٠] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٢٥،اصل آيه چنين است:(و ضاقت عليكم الارض رحبت):نيز چنين است در همين سوره(٩) آيۀ ١١٨: إِذٰا ضٰاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمٰا رَحُبَتْ .
[١١] .سورۀ شمس(٩١)آيۀ ٥ تا ٧.
[١٢] .آج:اى بناءها و طحوها!
[١٣] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(١٩٣/١٢):الوبل.