روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٦ - فصل دويم
شب به مدينه رسيدم،به در سراى رسول رسيدم.رسول بفرمود تا مرا طعام آوردند.
من طعام بخوردم.گفت:نعل [١]من بيارى [٢].من نعلينى پيش رسول نهادم.بپوشيد و بيرون آمد تا به مسجد آيد.مرا گفت:كارى دارى؟گفتم:يا رسول اللّه!بنو سلمه مرا فرستادهاند تا بپرسم كه شب قدر كدام شب باشد؟گفت:امشب چندم است از ماه؟گفتم:شب بيست و دوم است.گفت:فردا شب باشد-شب بيست و سهام.
و بعضى دگر گفتند:شب بيست و پنجم باشد از خبرى كه روايت كردند كه قرآن فرود آمد بيست و چهارم [٣]روز گذشته از ماه رمضان،و خداى تعالى گفت: إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ،بر اين موجب بايد تا شب بيست و پنجم باشد.
بعضى دگر گفتند:شب بيست و هفتم [٤].عبد اللّه عبّاس گفت:عمر خطّاب صحابۀ رسول را پرسيد از شب قدر،گفتند:ما از رسول چنين شنيديم [١٥٦-ر]كه در عشر اواخر باشد در وتر شبها،آنگه هركسى شبى مىگفتند و من هيچ نمىگفتم.گفت:يا بن عبّاس!چه گويى تو؟گفتم:از رأى خود گويم؟ گفت:آرى،از رأى تو مىپرسم.گفتم:خداى تعالى بيشتر چيزها هفت آفريد، آسمانها هفت است و زمينها هفت است و كوهها و درياها هفت است،و طواف هفت است و رمى جمار هفت است و خلق آدمى از هفت چيز است،و روزى او از هفت چيز،همانا شب بيست و هفتم باشد.
و عبد اللّه عمر گفت،رسول-عليه السلام-گفت:هركه تحرّى شب قدر كند-يعنى طلب كند آن را-گو در شب بيست و هفتم بجويى [٥]آن را.ابىّ كعب را پرسيدند،گفت:شب بيست و هفتم باشد.گفتند:از كجا گفتى؟گفت:
علامتى هست آن را كه ما آن علامت به اين روز يافتيم.گفتند:آن علامت
[١] .كا،آد،گا:نعلين.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:بيار.
[٣] .كا،آد،گا:چهار.
[٤] .آج،كا+باشد،آد،گا+است.
[٥] .آج:بجوييد.