روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣ - ترجمه
كَلاّٰ وَ الْقَمَرِ ،أى حقّا،و بحقّ ماه.
وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ،و بحقّ شب چون پشت بر كند.
و قرّاء در اين لفظ خلاف كردند.نافع و حمزه و خلف و يعقوب و حفص «اذ»خواندند ظرفا [١]لما مضى من الزمان.ادبر على وزن افعل من الادبار،و در شاذّ ابن محيصن هم چنين خواند.باقى قرّاء«اذا دبر»بر ظرف زمان مستقبل، «دبر»على وزن فعل [٢].
و در معنى«دبر»خلاف كردند.بعضى گفتند:دبر خلاف [٣]ادبر لأن معنى دبر اقبل و هو ضدّ ادبر.و بعضى دگر گفتند:دبر أى جاء بعقبه،يقال:دبر الليل النهار اذا جاء فى اثره،و ابو الضحى گفت كه:عبد اللّه عباس عيب كردى برآن كه«دبر»خواندى.بى«الف»و گفتى:انما يدبر ظهر البعير،پشت شتر باشد كه ريش شود او از دبر گرفته است،و [٤]بعير دبر،و همانا آن لغت دبر يدبر باشد به كسر«عين»،پس اين لازم نيايد كه ابو الضحى گفت از پسر عبّاس،فرّاء گفت:هما لغتان،يقال:دبر و ادبر بمعنى،قال الشاعر:
صدعت غزالة قبله بفوارس
تركت مسامعه كأمس الدابر
ابو عمرو گفت:«دبر»لغت قريش است و«أدبر»لغت دگر عرب.
وَ الصُّبْحِ إِذٰا أَسْفَرَ ،و بحقّ صبح چون روشن شود.عامّۀ قرّاء اسفر خواندند اذا اضاء،و ابن السميقع در شاذّ خواند:«سفر»بى«الف»و هما لغتان،يقال:
سفر وجهه و اسفر اذا اضاء،و روا بود كه من سفرت المرأة [٥]اذا القت قناعها عن
[١] .كا،گا:ظرف.
[٢] .اساس+و الصبح إذا اسفر،و به حقّ صبح چون روشن شود،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد و از مورد و موضع بحث به دور مىنمايد.
[٣] .كا،آد،گا:برخلاف.
[٤] .كا،آد،گا:يقال.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها+باشد.