روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٣ - ترجمه
دگر گفتند:به آنكه مفزع خلق با او باشد در قيامت به اوميد [١]شفاعت،چنان كه با خداى باشد به اوميد [٢]رحمت.
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ،گفت:با دشخوارى [٣]خوارى است.گفتند:معنى آن است كه اين رنج را كه تو در اويى از مقاسات رنج مشركان،از پس آن آسايش خواهد بودن تو را به فتح و ظفر تو بر ايشان.و گفتند:عام است جمله شدايد و منافع را.گفت:با هر سختى [٤]خوارى [٥]هست و با هر رنجى راحتى [٦]و با هر دشخوارى [٧]خوارى [٨]،و با هر بيمارى تندرستى [٩].
امّا وجه تكرار او آن است كه برفت در آيات مكرّر،چون سورة الرحمن و المرسلات.و مرجع او به اختلاف باشد،و آنچه روايت كردهاند از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:لا يغلب عسر واحد يسرين،يك عسر غلبه نكند دو يسر را،يعنى كه «عسر»معرّف است به«لام»تعريف،و«يسر»منكّر است.معرّف يكى باشد و منكّر دو،چيزى نيست[١٤٦-ر]براى آنكه اين نه قياسى مطرّد است،و به دلالت و قرينه حمل توان كردن بر اين.و اگر اين قياسى مطّرد بودى،بايستى كه چون قائلى گفتى:إنّ مع الفارس سيفا،إنّ مع الفارس سيفا،سوار يكى بودى و تيغ دو.و اين وضع اين فايده نمىدهد.آنچه اختيار است آن است كه:با عسر دنيا يسرى هست از راحت و فرج و آسايش،و از عسر آخرت همچنين به رحمت و بخشايش و شفاعت است و خلاص و فوز.
امّا تعريف«عسر»براى تعريف عهد است،يعنى اين عسر معلوم معهود كه ما در ميان آنيم در دنيا از انواع بليّات،و امّا تنكير [١٠]يسر براى ابهام اوست
[٢] [١] .آج و ديگر نسخه بدلها اميد.
[٧] [٣] .آج:دشوارى.
[٤] .آج:سختيى.
[٨] [٥] .آج:خواريى.
[٦] .آج:راحتيى.
[٩] .آج:تندرستىاى.
[١٠] .اساس:شكر،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.