روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٢ - ترجمه
و زمين و گستردگى آن.
و تن و راستى آن.
الهام داد او را بىسامانى و پرهيزگارىاش [١].
ظفر يافت آنكس كه پاك داشت آن را.
و نوميد شد آنكه بپالود آن را.
دروغ داشتند ثمود به عصيانشان.
چون انگيخته شد بدبختترين ايشان.
گفت ايشان را پيغامبر خداى،شتر خداى و آبخورش [٢]او.
دروغ داشتند او را و بكشتند آن را هلاك كرد بر ايشان خدايشان به گناهشان راست بكرد آن را.
و نترسيد عاقبت آن.
قوله: وَ الشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا ،حقتعالى قسم كرد به اين چيزها [٣]و بيان قسم او رفته است پيش از اين.اوّل قسم كرد به آفتاب و چاشت او،و براى آن اين وقت را تخصيص كرد به او و اضافت كرد با او كه در آنوقت ارتفاع او باشد و نزديك استواى او در قطب آسمان.مجاهد گفت: ضُحٰاهٰا ،ضوءها،روشناى [٤]آفتاب خواست.قتاده گفت:به«ضحى»جملۀ روز خواست[مقاتل گفت:گرماى او خواست] [٥]،بيانش قوله: لاٰ تَظْمَؤُا فِيهٰا وَ لاٰ تَضْحىٰ [٦].
[١] .اساس:پرهيزگاريش.
[٢] .اساس:آب خورش.
[٣] .آد،گا:دو چيز.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:روشنايى.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ١١٩.