روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٥ - ترجمه
است.محمّد بن كعب القرظىّ روايت كرد از ابو هريره از رسول-عليه و على آله السلام- كه گفت:«فلق»نام چاهى است در دوزخ سرگرفته،و«سجّين» [١]چاهى است در دوزخ سرگشاده.مجاهد گفت:سنگى است در زير هفتم زمين،نامهاى كافران در زير آن سنگ نهند.عكرمه گفت:يعنى لفي ضلال و خسار،يعني اعمال ايشان را موقع نباشد و به جاى[٨٢-ر]قبول نيوفتد،چنان كه ما گوييم:نام ايشان به خاك افتاد و به زمين افتاد.أخفش گفت:لفي حبس و ضيق [٢]،در تنگى و سختى باشد،و هو فعّيل من السجن،و اين بناى مبالغت باشد،كقولهم:سكّير و خمّير، قال ابن مقبل:
و رفقة يضربون السفن ضاحية
ضربا تواصت به الابطال سجّينا
ابو عبيد [٣]تفسير او به شديد كردى،أى ضربا شديدا.
آنگه بر سبيل استعظام و تعجّب گفت: وَ مٰا أَدْرٰاكَ مٰا سِجِّينٌ ،تو چه دانى اى محمّد كه سجّين چه باشد! آنگه گفت:كتاب مرقوم،نامهاى باشد نبشته يكى [٤]علامت كرده بر او چون رقم خامه كه بنسترند [٥]فراموش نكنند تا جزا دهند خداوندش را به حسب آن:قتاده گفت:رقم شرّ دارد.و گفتند:«مرقوم»،مختوم بود به لغت حمير.
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ،واى دروغ دارندگان در آن روز.
اَلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ،آنان كه روز جزا به دروغ دارند و به بعث و نشور ايمان ندارند.
آنگه وصف كرد كافران به بعث را،گفت: وَ مٰا يُكَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ كُلُّ مُعْتَدٍ ،گفت:
تكذيب نكند الّا هر متعدّى [٦]ظالمى،يقال:اعتدى و تعدّى إذا تجاوز الحد. [٧]أَثِيمٍ ،
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها+نام.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها+و ضنك.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:ابو عبيده.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:و.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها+و.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها:معتدى.
[٧] .كا،گا+فعيل بمعنى مفعول.