روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٣٣ - ترجمه
عبد اللّٰه عبّاس گفت:[نوح] [١]كافران را منع كردى ازآنكه به گور آدم طواف كردندى.ابليس بيامد و ايشان را گفت:آدم تنى است بىروح،من براى شما برم آدم [٢]تماثيلى بسازم تا شما گرد آن طواف كنيد.براى ايشان پنج صنم بتراشيد:«ودّ»و«سواع»و«يغوث»و«يعوق»و«نسر»،و ايشان را حمل كرد بر آنكه [٣]بتان را بپرستند.چون ايّام طوفان بود،در زير خاك و گل پنهان شدند.در زير خاك مىبودند تا شيطان بيرون آورد براى مشركان عرب،قضاعه«ودّ»را برگرفتند و آن را به دومة الجندل مىپرستيدند.از ايشان به ميراث به بنى كلب رسيد.اسلام در آمد و آن بت به نزديك ايشان بود.
و قبيلۀ طىّ«يغوث»را برگرفتند،به مراد بردند و مىپرستيدندى مدّتى.آنگه بنو ناجيه خواستند كه از ايشان بستانند آن را بگريزانيدند با بنى الحارث بن كعب.
و امّا«يعوق»را كهلان [٤]برگرفتند و به نزديك ايشان مىبود،پس به ميراث به همدان رسيد.و امّا«نسر»به خثعم افتاد،و امّا«سواع»به ذو الكلاع افتاد.
عطا و قتاده و ثمالى و ابن المسيّب گفتند:اين پنج بت از قوم نوح به عرب رسيد،«ودّ»بنى كلب را بود به دومة الجندل[بردند] [٥]،و«سواع»هذيل را،و «يغوث»بنى غطيف را،و«يعوق»همدان را،و«نسر»آل ذو الكلاع [٦]را بود و «لات»ثقيف را بود،و«عزّى»سليم و غطفان،و«نسر»سعد بن بكر را بود،و «منات»قديد [٧]را بود و«اساف»و«نائله»و«هبل»اهل مكّه را بود،و اساف برابر سنگ سياه نهاده بود و نائله برابر ركن يمانى نهاده بود،و هبل در ميان كعبه نهاده
[٥] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .كذا در اساس:«برم آدم»(؟)،آد و ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٣] .آد،گا+آن،كا+اين.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:كفلان.
[٦] .آد،گا:بنو الكلاع،كا:بنى الكلاع.
[٧] .اساس:قديل،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.