روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٧ - ترجمه
[او] [١]را نگيرند،و يجرى معناه مجرى[قوله تعالى] [٢]: وَ لاٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ [٣].
يُبَصَّرُونَهُمْ ،أى يرونهم،با ايشان نمايند ايشان را.در او خلاف كردند، عبد اللّٰه عبّاس گفت:مراد به هر دو كافرانند،يعنى كافران را با يكديگر نمايند [تا بهرى بهرى را بينند آنگه از يكديگر بگريزند.مجاهد گفت:كافران را با مؤمنان نمايند] [٤]تا شماتت كنند.بهرى ديگر گفتند:متبوعان را به اتباع نمايند تا تبرّا كنند از ايشان بهرى ديگر گفتند:خويشان را با يكديگر نمايند تا بدانند كه ميان ايشان شفقت و مهربانى نماند از آنچه ايشان را باشد در نفس خود كه هركس به خود مشغول باشد.عبد اللّٰه عبّاس گفت:يك ساعت يكديگر را بازشناسند،پس از آن ديگر كس كس را نشناسد. يَوَدُّ الْمُجْرِمُ ،تمنّا كند آن روز كافر. لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذٰابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ ،اگر فدا توانستى كردن از عذاب آن روز خويشتن را به پسرانش.
وَ صٰاحِبَتِهِ [٥] ،و زنش و برادرش. وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ ،و عشيرۀ او و قبيلۀ او كه او را به پناه گرفته بودند.و عشيره را براى آن«فصيله»خواندند لأنّه قد فصل [٦]منهم،او از [٧]ايشان باشد[و بازگسسته باشند او را از ايشان] [٨].ثعلب [گفت] [٩]برادران نزديكترش.
وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ ،و هركس كه در زمين باشد،يعنى جملۀ اهل زمين را به فداى خود بدهد.و جميعا،نصب او بر حال است،أى مجتمعين. ثُمَّ يُنْجِيهِ ، آنگه برهاند او را.