روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٩ - ترجمه
مصدر است كالعافية و الجاثية.و گفتند:صفت فعل است،أى بفعلتهم [١]الطّاغية،و اين معنى قول مجاهد است و ابن زيد،و دليل اين تأويل قوله: كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوٰاهٰا [٢].قتاده گفت:يعني بالصّيحة الطّاغية الّتي تجاوزت حدّ الصّياح، به آن صيحۀ متجاوز الحدّ[كه بيرون از عادت ديگر صياح بود-چنان كه در قصّۀ ايشان برفته است] [٣]. [وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِيَةٍ] ،و امّا عاد را هلاك كردند به بادى سخت متجاوز الحدّ] [٤].شهر بن حوشب روايت كرد از عبد اللّٰه عبّاس كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت: [٥]خداى تعالى هيچ بادى نفرستاد و[هيچ] [٦]بار اين الّا به مقدار و مكيال الّا روز هلاك عاد و قوم نوح كه اين [٧]روز باران،در فرشتگان نگاهبان [٨]،عاصى شد و از فرمان ايشان بيرون آمد،و رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-اين آيت بخواند:
إِنّٰا لَمّٰا طَغَى الْمٰاءُ [٩] ،و باد روز هلاك عاد هم طاغى و عاتى شد در خازنان و فرمان ايشان نبرد،آنگه اين آيت بر خواند: وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِيَةٍ .
سَخَّرَهٰا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيٰالٍ ،أى سلّطها عليهم [١٠]،هفت شب و هشت [١١]روز بر ايشان مسلّط كرد.و«تسخير»،استعمال چيزى باشد به اقتدار،براى آن سبع بى «ها»گفت كه شب مؤنّث است و در ثمانيه«ها»در آورد [١٢]كه روز مذكّر است،و در اعداد چنين باشد برعكس از سه تا ده،ثبوت«تا»علامت تذكير باشد و
[١] .اساس:بفعلهم،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .سورۀ شمس(٩١)آيۀ ١١.
[٦] [٤] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .كا+كه.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:كه در آن.
[٨] .آد و ديگر نسخه بدلها:نگهبانان.
[٩] .سورۀ حاقّه(٦٩)آيۀ ١١.
[١٠] .كا+ وَ ثَمٰانِيَةَ أَيّٰامٍ حُسُوماً .
[١١] .اساس:هفت،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .كا:در آوردند.