روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٠ - ترجمه
سقوطش علامت تأنيث.وهب گفت:اين ايّام آن است كه آن را«ايّام العجوز» خوانند كه[در او سرما و باد سخت باشد.و اين ايّام را براى آن ايّام العجوز خوانند كه] [١]عجوزى [٢]در اين ايّام در سربى رفت و آنجا بود تا روز هشتم،روز هشتم باد در آن سرب رفت و او را بكشت و باد منقطع گشت و آن عجوز [٣]آخر كسى بود كه از آن قوم هلاك شد.و گفتند:براى آن«ايّام العجوز»خوانند كه در عجز زمستان باشد و آن را نامها هست معروف و هى:«صنّ»و«صنّبر»و«وبر»و «آر»،و قيل:«آمر»،و«مؤتمر»و«معلّل»،و«مطفئ الجمر»و«مكفى الظّعن»، اين هشت روز است،و ثعلب-صاحب كتاب الفصيح-بيتى چند آورد از بعضى از شاعران عرب،اين ايّام را در او ذكر كرده و هى [٤]:
كسع الشّتاء بسبعة غبر
ايّام شهلتنا من الشّهر
فاذا مضت أيّام شهلتنا
بالصّنّ و الصّنّبر و الوبر
و بامر و أخيه مؤتمر
و معلّل و بمطفئ الجمر
ذهب الشّتاء متولّيا[هربا] [٥]
و اتتك واقدة من النّجر
جز كه در اين ابيات هفت گفته است و هشتم نياورده است.قوله:
حسوما،عبد اللّٰه عبّاس گفت:پياپى[٧٢-ر].مجاهد گفت و قتاده:بىفترتى [٦]، و اشتقاق او من«حسم الكىّ»و آن آن باشد كه داغ پياپى مىنهند.مقاتل و كلبى گفتند:دائم،عطيّه گفت:شؤما،و اصل او گفت از«حسم»است و آن قطع باشد،پندارى چيزى [٧]ببريد از اهل آن شهر.خليل گفت:قطعا لدابرهم [٨]،بيخ
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:عجوزهاى.
[٣] .آد و ديگر نسخه بدلها:عجوزه.
[٤] .كا+هذه.
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به كا افزوده شد.
[٦] .كا:فترت.
[٧] .كا:خير.
[٨] .اساس:لدا ابراهيم،آد،كا:ندارد،با توجه به كا تصحيح شد.