روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
عليه [١]-گفت:
و اللّٰه لا ابالي وقع الموت علىّ ام وقعت على الموت ،و چون آن ضربت رسيد او را كه دانست كه از دنيا بخواهد رفت [٢]،[گفت] [٣]:
فزت و ربّ الكعبة ، ظفر يافتم به خداى كعبه،براى آنكه بر يقين بود كه چگونه مىرود و كجا مىرود.
آنگه حقتعالى خبر داد از ايشان [٤]كه:ايشان هرگز تمنّاى مرگ نكنند به آنكه ايشان كردهاند و به آن عمل كه ايشان دارند [٥]. وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ بِالظّٰالِمِينَ ،و خداى تعالى عالم است به احوال كافران.ابو هريره روايت كرد كه رسول -صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم-گفت:هيچكس از شما نباشد كه [٦]تمنّاى مرگ كند اگر نيكوكار باشد و اگر بدكار،براى آنكه اگر نيكوكار باشد بود كه آن چيز زيادت كند،و اگر بدكردار باشد بود كه از آن توبه كند.
آنگه گفت كه:اين جهودان جز ازآنكه تمنّاى مرگ نكنند از مرگ گريزانند،اى محمّد بگوى ايشان را كه:اين مرگ [٧]كه شما از او مىگريزيد،او شما را ملاقى خواهد شدن،يعنى مقاربه خواهد بودن شما را به او.و«فا»براى آن آورد كه كلام متضمّن است به معنى شرط و جزا،كأنّه قال:سواء فررتم أو لا تفرّوا فَإِنَّهُ مُلاٰقِيكُمْ ،قال زهير:
و من هاب اسباب المنايا ينلنه
و لو نال اسباب السّماء بسلّم [٨][٣٩-ر]
[١] .آد و ديگر نسخه بدلها:على عليه السّلام.
[٢] .آد و ديگر نسخه بدلها:رفتن.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها+گفت: وَ لاٰ يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمٰا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ .
[٥] .اساس:كردهاند،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .آد و ديگر نسخه بدلها:شما نبايد.
[٧] .آد و ديگر نسخه بدلها:آنگه گفت بگو اى محمّد اين جهودان را قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ... كه آن مرگ.
[٨] .كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،لسان العرب(ذيل سبب)آورده است: و من هاب اسباب المنيّة يلقها و لو رام اسباب السّماء بسلّم