روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٩ - ترجمه
خواند،و هر دو لغت است و جمعها جمع و جمعات.
ابو عبيده و فرّاء گفتند:قرآن بتثقيل آمد و سكون مقيستر است در كلام عرب،كطرف و طرفه [١]،و غرف و غرفة [٢]،و فرّاء گفت:بغير او لغتى ديگر هست، و هى جمعة كهمزة،و اين لغت بنى عقيل است.و گفتند:اين لغت پيغمبر است.
و خلاف كردند در آنكه اين روز را چرا جمعه خواندند.قولى آن است كه روايت كردند از سلمان كه او گفت:براى آن جمعه [٣]خواندند اين روز را كه خداى تعالى در اين روز جمع كرد ميان آدم و حوّا،و يك روايت او [٤]براى آنكه:خداى تعالى آفريدن چيزها در اين روز تمام كرد،پس مخلوقات در وجود مجتمع شدند [٥]در آن روز،و گفتند:براى آنكه جماعات در آن روز مجتمع [٦]شوند براى نماز،و گفتند:اوّل كس كه اين روز را جمعه خواند كعب بن لؤىّ بود.ابو سلمه گفت:اوّل كس كه«امّا بعد»گفت و آدينه را جمعه خواند كعب بن لؤى بود.و در جاهليّت اين روز را عروبه گفتندى،و هرروزى را كه در هفته نامى ديگر بود خلاف اين نام كه امروز هست،و شاعر جمع كرده آن را در دو بيت:
أؤمّل ان اعيش و انّ يومي
لأوّل او لاهون او جبار
او التّالي دبار فان أفته [٧]
لمؤنس او عروبة او شيار [٨]
[١] .كا،گا:كطرفة و طرف.
[٢] .كا،گا:و غرفة و غرف.
[٦] [٣] .اساس:جمع،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .آد و ديگر نسخه بدلها:و روايتى ديگر هم از او گفت.
[٥] .آد و ديگر نسخه بدلها شد.
[٧] .اساس و ديگر نسخه بدلها:أفتونى(؟)،با توجّه به مآخذ شعرى تصحيح شد.
[٨] .ضبط بيت در لسان العرب(ذيل دبر)چنين است: ارجّى أن أعيش،و انّ يومى باوّل او بأهون او جبار أو التّالى دبار،فان أفته فمؤنس أو عروبة أو شيار