اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨١ - ٢٢- درمان طلبيدن از قرآن
جائى كه ابرقدرتهاى زمان خود را به زانو درآوردند، و امان را از حكومت بزرگ ايران و روم گرفتند، و الان هم مىبينيم مسلمانان امروز در اثر پشت كردن به قرآن و دستورات آن وزير بار ولايت حاكمان جور رفتن چه بر سرشان آمده، تمام عزّتى را كه پيشينيان ما براى ما كسب كرده بودند با دست خود در اثر پشت كردن به قرآن از دست داديم، و مىدهيم.
آرى قرآن كه مايه وحدت در بين عرب جاهلى شد، كنار گذاشتن آن موجب تفرقه و تسلّط بيگانگان بر ما و منابع ما گرديد، با پشت كردن به قرآن از قوّت به ضعف و از علم به جهل و از پيشرفت به واماندگى و از عزّت به ذلّت روى آورديم، و آن مجد و عظمت را به تدريج از دست داديم، و مىگوئيم چرا به اين روز افتادهايم؟! ما با دست خود پايگاه مطمئن ايمان را براى خود خراب كرديم و به آنچه باعث اتحاد و وحدت ما بود پشت پا زديم و گويا دشمنان ما از آن استقبال كردند، گويا قرآن براى دشمنان ما نازل شده بود، كه نداى وحدت آن را شنيدند و در برابر ما همگى جبهه گرفتند، و در نتيجه ما را به خاك سياه نشاندند آنها كه با شعار هميشه زنده تاريخ كه هرگز كهنه نمىشود، يعنى: «تفرقه انداز و حكومت كن» ممالك اسلامى را دچار تشتّت كردند، آنها كردند آنچه كه كردند و ما هنوز خوابيم!
آرى برادرم تا وقتى قرآن را فقط در طاقچههاى خانهها و در كنار مقابر و مجالس ترحيم و در موقع خطبه عقد و انتقال از منزلى به منزل ديگر و در وقت مسافرت رفتن به كار گيريم، وضع به همين منوال است، و بايد از بيمارى فردى و اجتماعى بناليم، واقعاً شرمآور است كه با قرآن چنين كرديم و با چه روئى در قياس به محضر رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) و قرآن عزيز و بالاتر از همه خداوند متعال رويم، آيا به ما نمىگويند هدف از نزول قرآن همين بود كه كرديد؟!
قرآن كتاب عدالت، مساوات، آزادى و حق و خير است، و در يك جمله كتاب شفاى تمام دردها است، درد روحى، اجتماعى، تربيتى، اخلاقى و غيره، همه امراضى