اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩ - اخلاص در قرائت قرآن
مىكنيم، تورمى كه شمشير تيز و برندهاياست كه لبه آن متوجه مستضعيفين و محرومين جامعه است، خداوند در اين آيات به كسانى كه به حق مردم ظلم مىكنند، اعلان جنگ داده است، تا اين باور به مبدأ و معاد در فرهنگ جامعه ما رشد نكند، اين تخلفات بيداد مىكند، جريمه و زندان تا حدى و به صورت مقطعى مؤثر است، بايد وجدان و ترمز درونى جلوگيرى كند، اگر هر مسلمانى تأمّل و تفكّر در اين آيات كند و درك حقايق نمايد و حتى گمان به روز قيامت پيدا كند حتماً خود را اصلاح كرده و جامعه رو به سعادت مىرود، زيرا جامعه مركّبى و مجموعهاى اعتبارى از افراد است هر فردى اگر مؤظّف به اصلاح خود بود چنانكه هست جامعه اصلاح مىشد.
بايد فهميد خوشبختيها و بدبختيها به هم پيوسته است، بر فرض هم كسى با دزدى، كمفروشى و گرانفروشى ثروتى به دست آورد آيا در كاخى كه در كنار كوخهاى محرومين مىسازد، مىتواند خوشبخت باشد بدون دردسر زندگى كند؟! چگونه در ميان انبوهى بيچاره مىتواند در رفاه باشد؟! آيا اگر هنوز وجدانى داشته باشد مىتواند راحت زندگى نمايد.
بعضى از اين كمفروشان و ثروتمندانى كه از راه نامشروع ثروت اندوختهاند مفاهيمى همچون ايثار و گذشت و كمك به محرومين و احسان در نظرشان بدون معناست، واژهاى بى محتوى است، اصلا آنها نظرى به جامعه ندارند، اگر توجهى هم به جامعه كنند و جامعهاى بخواهند براى اين است كه بيشتر منفعت شخصى برند، حال ما توقع هم داريم وجوه شرعيه مثل خمس و زكات و صدقه دهند، چه خيالى داريم، اگر مىدادند و بدهند كه اينگونه تجمع ثروت نمىشود، و خون مظلومان در شيشه نمىرود.
اينجا جاى تذكر است كه بسيارى از ما زيارت عاشورا را مىخوانيم و اين جمله را هم بسيار تكرار مىكنيم كه
«الّلهم العَنْ اوّل ظالِمِ ظَلَمَ حقّ محمد و آل محمد و آخِرَ تابع له على ذلك»
(خدايا لعنت كن اولين ظلم كننده بر حق محمد و آل محمد