اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥ - ٩- يقين در سر حد شهود
١- در امورات خود به غير ربّ الارباب توجه نمىكند، و در هر حالى چه در فقر و غنا و چه در مرض و صحت و غيره روى التفات از او برنمى گرداند. از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه:
«مَنْ ضَعُفَ يَقينُه تَعَلِّق بالاسْباب و رَخَّصَ لِنفسه بذلك، واتَّبَع العادات واقاويل الناس بغير حقيقة والسَّعْى فى امور الدنيا و جمعها وامساكها مقرّاً باللسان انّه لا مانع ولا معطى الّا الله وانّ العبد لا يصيب الّا مارزق و قسّم له والجهد لا يزيد فى الرزق و يُنكِر ذلك بفعله و قلبه قال الله سبحانه «يَقُولُونَ بِافواهِهِم ما لَيسَ فِى قُلوُبِهِم وَاللهُ اعْلَمُ بِما يَكتُمُونَ». [١]
كسى كه يقينش ضعيف باشد متمسك به اسباب شده (و مسبب الاسباب را رها مىكند) و با اين تمسك و تعلّق به اسباب ترخيص و وسعتى براى خود فراهم مىكند، و تبعيت عادات و گفتارهاى مردم را بدون دورنگرى و حقيقت بينى خواهد كرد، و سعى و تلاش در امور دنيا و جمع آن و منع ديگران را از آنچه اندوخته پيشه خود مىكند، با زبان اقرار مىكند كه منع كننده و اعطا كنندهاى غير از خدا نيست، و اينكه عبد نمىرسد مگر به آنچه خدا روزى و تقسيم براى او كرده، و تلاش چيزى در رزق نمىافزايد در حالى كه انكار مىكند اين مطالب را با عمل و قلبش خداوند سبحان (درباره اينان) فرموده: «مىگويند با زبانهاى خود آنچه را كه در قلوبشان نيست، و خداوند عالم است به آنچه اينان كتمان مىكنند. [٢]
[١]. سوره آل عمران، آيه ١٦١.
[٢]. اين حديث منقول از (مصباح الشريعة و مفتاح الحفيقة) منسوب به امام صادق (عليه السلام) است و مرحوم مجلسى در مقدمه بحار درباره اين كتاب مىگويد: در آن (كتاب) مطالبى است كه به شك مىاندازد عاقل ماهر را و اسلوب آن شبيه به ساير كلمات ائمه عليهمالسلام و آثار آنها نيست سپس مىگويد: سند اين كتاب منتهى به صوفيه مىشود، و از همين رو مشتمل بر بسيارى از اصطلاحات و روايات مشايخ آنها است (ترجمه پاورقى جامع السعادات، جلد ١، صفحه ١٥٦) در مورد اين كتاب در پاورقى صفحه ١٩١ گذشت كه ٤ نظر است و تفصيلش در پيشگفتار عرفان اسلامى آمده و صاحب كتاب عرفان اسلامى نسبت كتاب مصباح را به امام ششم عليهالسّلام صحيح مىداند.