اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤ - ٩- يقين در سر حد شهود
موجود به خاطر بروز، يكى از موانع است، و سيد
رسل پيامبر گرامى (ص) به مانع تعصب و تقليد چنين اشاره مى
كنند «كل مولود يوُلد على الفطرة حتى يكون ابواه يهودانه و يُمَجّسانه و يُنَصرانه» [١]
: «هر نوزادى بر فطرت اوليه (و پاك) متولد مىشود و بر همين فطرت مشى مىكند تا والدين او، او را به انحراف بكشانند، يهودى، مجوسى و يا نصرانى كنند» و به مانع كدورات معاصى چنين اشاره مىفرمايد: «لولا انّ الشياطين يحومون على قلوب بنى آدم لَنَظَروا الى ملكوت السماوات والارض»: «اگر نبود كه شياطين احاطه كردهاند قلبهاى فرزندان آدم را، هر آينه نظر مىكردند به ملكوت آسمانها و زمين (و حقايق آنها را مىيافتند)».
آرى اگر حجابهاى معاصى و تعصّب بر طرف شود، صورت عالَم مُلك و شهادت و صورت عالَم ملكوت و جبروت هويدا مىگردد، مجموع اين عوالم را عالم ربوبى گويند، زيرا هر چه هست از ابتدا تا انتها مِلك طِلق ربّ الارباب است، و وجودى جز ذات بارى تعالى و افعال و آثار او نيست، پس هر چه تهذيب نفس بيشتر شود، شناخت عظمت الهى و معرفت صفات جلا و جمالش بيشتر شود، شناخت عظمت الهى و معرفت صفات جلال و جمالش بيشتر، و كوتاه سخن اينكه هر كس به اندازه قدرت و استعداد محدود خود از درياى عظيم ذات و صفات نامحدود الهى توشه بر مىگيرند، و وسعت مملكت و تسلط او بر حقايق عالم رابطه مستقيم با وسعت معرفتش دارد».
علماء اخلاق درباره علامات صاحب يقين چنين گفتهاند:
[١]. اين حديث را سيد مرتضى علم الهدى در جز سوم از كتاب امالى خود بدون كلمه (يمجّسانه) آورده و همچنين در غوالى اللئالى اين حديث را ذكر كرده الّا اينكه معروف در روايتش اضافه كلمه (يمجّسانه) بعد از (ينصِّرانه) است و همچنين مُرسَلًا در مجمعالبيان، جلد ٨، صفحه ٣٠٣ طبع صيدا و مجمعالبحرين در ماده (فطر) و صحيح بخارى در جلد ١، صفحه ٢٠٦ و صحيح مسلم، جلد ٢، صفحه ٤١٣ و معالم التنزيل در حاشيه تفسيرالخازن، جلد ٥، صفحه ١٧٢ و غير اينها ذكر كردهاند (ترجمه پاورقى جامع السعادات، جلد ١، صفحه ١٦٢).