اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - ٢- ميانهروى در همه چيز
گذارده، چرا كه روحيات و خلقيات انسان در لابلاى اعمال او منعكس است گاه عمل كوچكى مثل راه رفتن حاكى از روحيه ريشهدار است، راه رفتن متكبرانه چه بسا نشانه روحيه تكبر و راه رفتن متواضعانه چه بسا نشانه روحيه تواضع است.
در اينجا روايت جالبى يادآور مىشويم: گويند روزى پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) از كوچهاى عبور مىكردند به ظاهر ديوانهاى را مشاهده كردند كه مردم گرد او جمع شدهاند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «على ما اجتمع هؤلاء»: «اينها براى جه اجتماع كردهاند» عرض كردند
«على المجنون يصرع»:
«در برابر ديوانهاى كه دچار صرع و حملههاى عصبى شده است» پيامبر (صلى الله عليه وآله) اين معلم انسانيت كه از هر لحظه حساس براى تربيت نفوس با استعداد تلاش مىكند مناسب ديدند كه همين حالت را براى مردم بدل به كلاس درسى كنند فرمودند:
«ما هذا بمجنون الا اخبرُكم بمجنون حق المجنون»:
«اين ديوانه نيست مىخواهيد ديوانه واقعى را به شما معرفى كنم» عرض كردند آرى اى رسول خدا فرمودند: «انّ المجنونَ المُتَبَخْتِرُ فى مَشْيه الناظِرُ فى عطفَيه المُحَرِّكُ جَنْبَيْه بِمِنْكَبيِه فذلك المَجْنوُن وهذا المُبْتَلى»: «ديوانه واقعى كسى است كه متكبرانه گام برمىدارد، دائماً به پهلوهاى خود نگاه مىكند، پهلوهاى خود را به همراه شانهها تكان مىدهد- كبر و غرور از تمام وجود او مىبارد- اين ديوانه واقعى است، اما آن كه ديديد، بيمار است». [١]
در آيه فوق پس از اشاره به تعادل در راه رفتن اشاره به تعادل در سخن گفتن شده و نكته جالب جمله آخر است كه به حكم تعليل جمله قبل است، يعنى علت اين كه نبايد صدايت را بلند كنى، اين است كه هرچه صدا بلندتر باشد زشتتر و گوشخراشتر است و زشتترين صداها را هم آن حيوانات درازگوش دارند، بعضىها اگر دليل كافى بر مدعاى خود نداشته باشند، صداى خود را بلندتر
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٦، صفحه ٥٧ (نقل از تفسير نمونه، جلد ١٧، صفحه ٥٨).